قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3657

تاريخ الفي ( فارسى )

مانده بود ، كه در اين اثنا خبر رسيد كه « سلطان محمّد خوارزمشاه متوجّه ولايت گور خان است . » كوشلوك چون بر اين حال مطّلع شد ، ايلچى خود را نزد سلطان محمّد فرستاد و با يكديگر قرار به آن دادند كه سلطان از جانب غربى متوجّه گور خان شود و كوشلوك از طرف شرقى ، و گور خان را از ميان بردارند . اگر سلطان سبقت كرد ، از مملكت گور خان تا آلماليغ و ختن و كاشغر از آن خوارزمشاه باشد و اگر كوشلوك پيشتر دستبردى نمود ، از آن مملكت تا آب فناكت « 1 » از آن او . بر اين جمله از طرفين قرار و استقرار يافت و كوشلوك پيشدستى كرد . در ولايت گور خان درآمد و چون در موضع بلاساغون « 2 » رسيد ، گور خان باوجود آنكه سپاه او متفرّق و پريشان بودند پرافشانى كرده با جمعى قليل كه در ملازمت او مىبودند در مقام دفع كوشلوك شد . بعد از اشتعال نايرهء جدال و قتال كوشلوك طاقت مقاومت [ 218 ب ] نياورده روى به هزيمت نهاد و باز به حدود ولايت خود رفت و در مقام استعداد و تهيهء اسباب حرب شده مىخواست كه باز به سر گور خان رود كه خبر رسيد كه سلطان محمّد خوارزمشاه به‌اتّفاق سلطان عثمان ، والى سمرقند ، به ولايت طراز رسيده با تاينگو « 3 » ، كه يكى از امراى بزرگ گور خان بود جنگ كرده او را زنده به دست آوردند و لشكرش تمام متفرّق شده جاىبه‌جاى رفتند . و گور خان بعد از شكست كوشلوك به بلاساغون درآمد و شنيد كه سلطان محمّد خوارزمشاه متوجّه جنگ اوست . گور خان نيز لشكرهاى متفرّق را جمع آورده متوجّه جنگ سلطان محمّد شد . و چون هردو لشكر نزديك به‌هم رسيدند دو كس از امراى خوارزمشاه يكى اصپهبد كبودجامه و ديگرى ترتيه « 4 » پيش گور خان فرستاده گفتند كه « اگر خان شرط مىكند كه خراسان و خوارزم را به ما مىدهد ، ما در روز جنگ از سپاه سلطان محمّد جدا شده به خدمت خان مىرسيم و باعث شكست لشكر خوارزمشاه مىشويم . » گور خان ايشان را به اضعاف آنچه طلبيده بودند تطميع كرد . و چون سلطان محمّد و گور خان دربرابر هم صف‌آرايى كردند و لشكر ميمنه و ميسره بر هم حمله آوردند ، اين دو امير از صف سپاه خوارزمشاه جدا شده ، و در اين وقت هردو لشكر برهم ريختند و چنان درهم شدند كه دوست از دشمن متميّز نمىشد ، و يكديگر را غارت مىكردند . آخر لشكرها از هم جدا شدند و سلطان محمّد با جمعى از خواص خود در ميان لشكر گور خان افتاد و چند روز همراه ايشان مىرفت . و چون در آن روز سلطان محمّد لباس

--> ( 1 ) . متن : بناكب . تك : - تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 83 . ( 2 ) . متن : بلاساقون ؛ جامع التواريخ : بلاسغون . رجوع شود به پاورقى 2 ، صفحهء 3021 كتاب . ( 3 ) . متن : مكوماست . ( 4 ) . متن : كش . تصحيح براساس تاريخ جهانگشا . اين ترتيه داروغه و شحنهء سمرقند بوده است . - ج 2 ، ص 83 .