قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3631

تاريخ الفي ( فارسى )

چنگيز خان فرستاد « 1 » و خود متعاقب آن ايلچى لشكرها جمع آورده متوجّه چنگيز خان شد ؛ چه ، جاسوس ايشان خبر رسانيده بود كه سپاه چنگيز خان همه اسبان خود را به علفزارها گشوده و خود به بخش كردن اولجه‌ها مشغول‌اند . اتّفاقا مقارن رسيدن امير مينك‌آن به خدمت چنگيز خان ، جاسوس او خبر رسانيد كه « اينك آلتان خان از اطراف و جوانب لشكرها جمع آورده متوجّه آن صوب است . » و در اين وقت سپاه چنگيز خان به آش خوردن مشغول بودند . چنگيز خان چون از جاسوس خود اين خبر شنيد ، فرمود كه امير مينك‌آن را محبوس ساختند و سپاه را هم حكم فرمود كه آش‌ها را ريخته در ساعت سوار شدند . القصّه ، چنگيز خان لشكر را دو قسم ساخت و در دو طرف نگاه‌داشت تا آنكه ختاييان و قراختاييان و جورچه از ميان ايشان گذشته پيش رفتند . بعد از آن چنگيز خان توكّل بر خدا كرده باوجود آنكه لشكر او نسبت به آن جماعت بسيار كم بودند از عقب ايشان درآمده شروع در قتل و كشش كرده ، چندان از آن طوايف به قتل رسانيد كه زياده بر آن متصوّر نبود . و از تاريخ حافظ ابرو چنان ظاهر مىشود كه در اين جنگ آلتان خان خود همراه نبود ، امّا اكثر امراى او بودند . به‌هرحال اين جنگ از جمله جنگ‌هاى مشهور و معروف جهانگير چنگيز خان است . و در اين جنگ اكثر اقوام ختا و جورچه نابود شدند و چنگيز خان مظفّر و منصور بازگشته به اردوى خود ملحق شد ، و امير مينك‌آن را كه در بند فرموده [ بود ] طلب نمود و گفت كه « تو را باعث چه بود كه اين‌چنين سخنان درشت مىگفتى ؟ » امير مينك‌آن فى الحال در جواب گفت كه « من مدتى بود كه مىخواستم كه به بندگى خان رسيده در سلك ساير بندگان منتظم باشم ، امّا از دست آن جماعت به‌هيچ‌وجه نتوانستمى خلاص شد . تا آنكه در اين وقت ايشان در طلب آن شدند كه شخصى را نزد خان فرستند كه متعهد گفتن اين‌چنين سخنان شود . من چون ميل بندگى بيش از حدّ داشتم ، اعتماد بر اخلاص خود كرده آن سخنان را متعهد شده به خدمت تو آمده ، از عهدهء آنچه قبول كرده بودم ، بيرون آمدم . اكنون حكم تو راست . » چنگيز خان اين جواب را بسيار پسنديده و او را تربيت فرمود . و در اواخر همين سال چنگيز خان عنان عزيمت به صوب شهر سون تيجيونى « 2 » ، كه از شهرهاى بزرگ آن ولايت است ، منعطف داشت و به اندك توجّه آن شهر را نيز مسخّر گردانيد ، و از آنجا روى به شهر ياينقوكه « 3 » ، كه به عظمت و بزرگى آن شهر هيچ شهر ديگرى نمىباشد و باغات بسيار دارد و شراب انگورى در تمام ولايات ختا از آنجا مىبرند و آن

--> ( 1 ) . به گزارش خواجه رشيد الدّين ، امير مينك‌آن را مقدّم لشكر آلتان خان ، گيوگينگ ، پيش چنگيز خان فرستاد . - جامع التواريخ ، ص 445 . ( 2 ) . متن : سون‌ىوى ؟ ؟ ؟ ( 3 ) . متن : باسقوكه