قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3614

تاريخ الفي ( فارسى )

قلاع كالوان « 1 » و بيوار « 2 » كه حاكم آنجا از قبل غياث الدّين محمود بود مسمّى به امير حسام الدّين على ، منعطف داشت . و امير حسام الدّين در ميان كوهستان جنگ‌هاى مردانه كرد با خوارزمشاه ، تا آنكه خوارزمشاه از تردّد او به تنگ آمده كس پيش او فرستاد و وى را تهديد بسيار نمود . امير حسام الدّين در جواب فرستادهء خوارزم گفت كه « من خود را كمترين بندگان خوارزمشاه مىدانم ، امّا چه‌كنم كه اين قلاع بامتانت در دست من است ، و من تا زنده‌ام امانت را به‌غير از صاحب خود نمىسپارم ، و خوارزمشاه حاكم است . » و چون اين جواب به خوارزمشاه رسانيدند بسيار پسنديده داشت و امير حسام الدّين را بسيار تعريف كرد و سونچ مير شكار را باز دشنام بسيار داد و از سر آن قلاع گذشته به جانب هرات رفت . ابن خرميل به استقبال خوارزمشاه شتافت . بعد از آنكه خوارزمشاه به هرات درآمد ، ابن خرميل لشكرى برداشته روانهء بلدهء اسفزار گشت . والى آن قصبه چون خبر توجّه ابن خرميل شنيد ، آن قصبه را به جمعى از معتمدان خود سپرده خود را به فيروزكوه رسانيد . ابن خرميل در ماه صفر اين سال اسفزار را محاصره نمود و در ماه ربيع الأول به امان دادن آن قصبه [ 209 ب ] را به تصرّف خود درآورد . بعد از تسخير بلدهء اسفزار ، خوارزمشاه كس پيش حرب بن محمّد ، صاحب سيستان ، فرستاده و او را به اطاعت و انقياد خود دعوت نمود . او قبول اطاعت خوارزمشاه كرد و در بلاد سيستان سكّه و خطبه به نام خوارزمشاه كرد . و قبل از اين ، سلطان غياث الدّين محمود مكرّرا كس پيش او فرستاده ، به اطاعت او قدم ننهاد و در جواب ايلچى او سخنان درشت گفته ، او را بازگردانيد . و در اين وقت كه خوارزمشاه در هرى مىبود كه قاضى صاعد - كه ابن خرميل او را از هرى اخراج كرده به فيروزكوه فرستاده بود - بازآمد و به عرض خوارزمشاه رسانيد كه « ابن خرميل از جمله فدويان سلاطين غور است و غير از ايشان ، دولت هيچ طايفه [ اى ] را هواخواه نيست . اگر در هرى باشد باز فتنه و فساد به مرتبهء اعلى مىرساند . » پس خوارزمشاه او را گرفته در قلعهء زوزن محبوس گردانيد و خود در مقام مصالحه با غياث الدّين محمود شده ، مىخواست كه ابن خرميل را به جانب غزنى فرستد كه خبر مازندران رسيد . بنابراين - چنانچه سابقا قلمى شد - از هرات به جانب مرو رفت . و در تاريخ ابن اثير مسطور است كه از جمله عجايب حالات سلطان غياث الدّين محمود

--> ( 1 ) . متن : كالوين . كالوان قلعه‌اى بين بادغيس و هرات در كوه‌ها . - ياقوت ، معجم البلدان . ( 2 ) . متن : سوار . بيوار قصبهء ناحيهء گرجستان ، شهرى بين غزنه و هرات و مرو الرود در ميان جبال . - منبع پيشين .