قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3032
تاريخ الفي ( فارسى )
را مستعد ساخته به جانب طرابلس روانه كرد . و چون ايشان به طرابلس رفته محاصره نمودند ، اهل طرابلس در مقام ممانعت و مدافعت شده چند روز جنگ كردند . و فرنگان منجيقها نصب كردند و اهالى طرابلس را به تنگ آوردند ؛ كه در اين اثنا ، جمعى از اعراب آن ديار جمعيت كرده به مدد اهل طرابلس آمدند . طرابلسيان چون بر حقيقت حال اطّلاع يافتند ، قوّت گرفتند . و آخر الأمر ، طرابلسيان از شهر بيرون آمده شروع در جنگ فرنگان نمودند . و از طرف ديگر آن اعراب بر فرنگان حمله آوردند . فرنگان چون از اطراف و جوانب هجوم سپاه اسلام را مشاهده نمودند ، فرار بر قرار اختيار نمودند و روى بر كشتىهاى خود نمودند . و سپاه اسلام تعاقب نموده خلقى بسيار از فرنگان را به قتل رسانيدند و غنايم بسيار از اموال و اسباب و اسلحه به دست سپاه اهل اسلام افتاد . و اكثر آن غنايم را اعراب بردند . و فرنگان هزيمت يافته به جانب صقليه مراجعت نمودند . امّا باز در همين سال استعداد بر اصل نموده متوجّه طرابلس شدند . و اين نوبت آنچنان به حدود طرابلس آمدند كه اهالى آن شهر را اطّلاع نشد ، مگر وقتى كه دور شهر را فروگرفته بودند . بنابراين هيبت فرنگان آنچنان بر دلهاى ايشان استيلا يافت كه به مجرّد ديدن ايشان ، اكثر خلايق ، شهر را گذاشته به كوه و صحرا گريختند و فرنگان بىكلفت جنگ به شهر طرابلس درآمدند و زن و فرزند مسلمانان را به اسيرى بردند و قصر طرابلس را كه از آثار يحيى بن عزيز [ بن حماد ] بود خراب كردند . و از جمله وقايع اين سال آنكه محمّد بن دانشمند ، صاحب ملطيه ، و ثغر ، وفات يافت و ملك مسعود بن قلج ارسلان سلجوقى ، صاحب قونيه ، بر بلاد او مستولى شد . و هم در اين سال از روم لشكرى بىحدّ به ولايت شام آمده ، اوّلا انطاكيه را محاصره نمود . و چون والى انطاكيه طاقت مقاومت ايشان نداشت جمعى از رهبانان و قسّيسان همراه خود برداشته پيش ملك روم آمد و مبلغى قبول كرد . ملتمس او را ملك روم قبول كرده عنان عزيمت به صوب طرابلس منعطف داشت . و هم در اين سال سلطان مسعود امير ترشك « 1 » را ، كه از خواص خليفه مقتفى لامر اللّه بود و با او كلان شده ، گيرانيده در مقام ايذا و اهانت او شد . و خليفه از آن ممر بسيار آزردهخاطر گشت . و چون سلطان برآزردگى خليفه اطّلاع يافت ، دست از امير ترشك بازداشت . و در اين سال در مصر آنچنان وبايى واقع شد كه اكثر اهالى آن ديار هلاك شدند .
--> ( 1 ) . ق : امير توشنگ ؛ ش : امير انوشتكين .