قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3606

تاريخ الفي ( فارسى )

چون جلال الدّين را دستگير كرده پيش تاج الدّين يلدوز آوردند ، تاج الدّين از اسب فرود آمده زمين ادب ببوسيد و بعد از آن فرمود تا او را نگاه داشتند ، و خود بازگشته متوجّه غزنى شد و هزار نفر از سپاه جلال الدّين اسير گرفته همراه خود به غزنى آورد . و باز علاء الدّين را در قلعهء غزنه محاصره نمود ، و كس پيش علاء الدّين فرستاده پيغام داد كه « اگر قلعه را تسليم مىكنى فهو المراد ، و الّا برادر تو را با اين جماعت باميانى در پاى قلعه به دار مىكشم . » و چون علاء الدّين از تسليم قلعه ابا و امتناع نمود ، تاج الدّين يلدوز فرمود تا چهارصد نفر را دربرابر قلعه گردن زدند . و چون علاء الدّين اين حالت را مشاهده نمود ، مؤيّد الملك وزير را بيرون فرستاده امان طلبيد . تاج الدّين امان داد ، امّا چون علاء الدّين بيرون آمد ، تاج الدّين در ساعت او را گرفته با برادرش نيز محبوس گردانيد . هندو خان بن ملكشاه بن خوارزمشاه بن تكش - كه در قلعهء غزنه پيش علاء الدّين محبوس بود - نيز به دست تاج الدّين افتاد و محبوس شد . و از جمله وقايع اين سال وفات امير حسام الدّين [ اردشير ] ، صاحب مازندران ، بود « 1 » از وى سه پسر ماند : دو بزرگ و يكى كوچك . برادر بزرگ قايم‌مقام پدر شد و برادر ميانه را از ولايت خود بيرون كرد . بنابراين ، آن پسر به جرجان رفته التجا به علىّ بن تكش « 2 » خوارزمشاه ، كه از قبل برادر خود خوارزمشاه والى جرجان بود ، برد و از برادر خود شكايت بسيار كرد . بنابراين ، على [ شاه ] بن خوارزمشاه در اين باب به برادر خود خوارزمشاه چيزى نوشت و خوارزمشاه او را فرمود كه « به امداد پسر امير حسام الدّين لشكر به مازندران برده آن ولايت را از دست برادر كلان گرفته به او سپارد . چون خوارزمشاه برادر خود ، علىّ بن تكش ، را رخصت رفتن مازندران داد ، علىّ بن تكش با لشكرى آراسته عنان عزيمت به صوب مازندران منعطف داشت . اتّفاقا قبل از آنكه ايشان به مازندران درآيند ، پسر بزرگ امير حسام الدّين به مرض خود فوت شد و برادر كوچك به جاى او قرار گرفت و اكثر اموال و خزاين پدر را به قلعهء كوزا « 3 » كه از مشاهير قلاع آن ديار بود درآورده ، خود با جمعى در آنجا متحصّن شد . علىّ بن تكش خوارزمشاه به ولايت مازندران درآمده تمامى آن ولايت را غير از قلعهء كوزا به تصرّف خود درآورد و در بلدهء آمل و سارى سكّه و خطبه به نام خوارزمشاه خواند . علىّ بن تكش آن ولايت را به پسر ميانهء امير حسام الدّين ارزانى داشت و خود به جانب جرجان مراجعت نمود . و امّا آن برادر كوچك همچنان در آن قلعه مانده بود و هرچند برادر كلان به او ملامت مىكرد كه شايد از آن قلعه بيرون آيد ، قبول نمىكرد .

--> ( 1 ) . ابن اثير اين واقعه را جزو حوادث سال آتى ( 603 هجرى ) آورده است . ( 2 ) . الكامل : عليشاه بن خوارزمشاه تكش . ( 3 ) . متن : بورا . كوزا قلعه‌اى در طبرستان .