قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3599

تاريخ الفي ( فارسى )

او بود ، با لشكرى جرّار بر سر ابن خرميل فرستاد . چون آن جماعت به نواحى هرات رسيدند ، ابن خرميل با سپاه خوارزم شبيخون بر سر ايشان برده اكثر ايشان را به قتل رسانيد و اموال و اسباب ايشان را به غارت برد و پسر اسماعيل خلجى را دستگير كرد و ابن خرميل مظفّر و منصور از روى استقلال به هرى درآمد . « 1 » و چون خبر اين شكست ، به غياث الدّين رسيد ، مىخواست كه خود متوجّه دفع ابن خرميل شود كه ناگاه خبر رسيد علاء الدّين ، پسر بهاء الدّين سام ، متوجّه غزنى شده . بنابراين ، غياث الدّين آمدن به هرات را به تعويق انداخت تا ببيند مهمّ غزنى چه صورت پيدا مىكند . مع هذا ملاحظهء خوارزمشاه كه بلخ را محاصره داشت ، مىكرد كه مبادا او فتح بلخ نموده متوجّه تقويت ابن خرميل گردد . اكنون شمّه‌اى از احوال خوارزمشاه با عماد الدّين ، كه والى بلخ بود از قبل علاء الدّين باميانى ، مذكور مىگردد . تفصيل اين مجمل آنكه چون خوارزمشاه خبر قتل شهاب الدّين شنيد جميع امراى غوريّه را كه نزد او محبوس بودند ، بيرون آورده هريكى را فراخور احوال خود به عنايات پادشاهانه سرافراز نمود و گفت : « غياث الدّين محمود برادر من است و ميانهء او و من هيچ فرق نمىبينم . اكنون هركه از شما ميل ماندن نزد من دارد جا و منزل اوست ، و هركه ميل ملازمت غياث الدّين محمود دارد ، مرخّص است كه پيش او برود . » پس ، از ميان امراى غوريّه محمّد بن علىّ بن بشير را ، كه از بزرگان غور بود و سخن او در ميانهء آن طايفه اعتبار تمام داشت ، بسيار نوازش فرمود و با برادر خود ، عليشاه ، و لشكرى آراسته به بلخ فرستاد و محمّد بن على را گفت كه « اوّلا عماد الدّين ، والى بلخ ، را به نصايح سودمند و وعدهء رعايت بيشتر از حكّام غور به اطاعت من دعوت نماى . اگر قبول كند فهو المراد ، و الّا شروع در جنگ بايد كرد . » چون محمّد بن على به آنجا رسيد هرچند كه عماد الدّين ، والى بلخ ، را به جانب خوارزمشاه خواند ، فايده نداد . بالضّروره عليشاه ، برادر خوارزمشاه ، جنگ پيش برد . عماد الدّين با مردم بلخ اتفاق كرده آن‌چنان گوشمال به خوارزميان دادند كه عليشاه را طاقت توقّف در حوالى بلخ نبود و ناچار از دور شهر كوچ كرده پنج و شش فرسخ در عقب نشست ، مع هذا هرشب رنود بلخ در اردوى وى درمىآمدند و دستبردى مىنمودند . بنابراين ، عليشاه احوال به برادر خود ، خوارزمشاه ، نوشت و خوارزمشاه با لشكر [ 206 الف ] بسيار از خوارزم متوجّه بلخ شد و مدّت چهل روز جنگ مىكرد ، و هرروز جمعى كثير از سپاه او به قتل مىرسيدند ، تا آنكه بعد

--> ( 1 ) . نقش امير اميران بن قيصر ، طلايه‌دار لشكر غياث الدّين - كه به‌خاطر از دست دادن طالقان دل خوشى از غياث الدّين نداشت - در پيروزى ابن خرميل انكارناپذير بود . در اين مورد - الكامل ، ج 12 ، ص 228 .