قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3566

تاريخ الفي ( فارسى )

است . و مدتى است كه خانهء من از خاشاك و علف ، و بالين من از كلوخ و سنگ است . اكنون اعتماد بر كرم خان - كه به جاى پدر من است - كرده اين دو كس را به خدمت فرستادم . اميد كه عنايت فرموده قوم و زن و فرزند مرا بفرستيد ، تا چون من به خانمان و ايل مطيع شده ، به دل درست و اعتقاد راست به ملازمت ايشان رسم . » چون اونگ خان از ايلچيان جوچى اين سخنان شنيد ، و حال آنكه آنها از ديرگاه با يكديگر مخصوص بودند ، سخنان ايشان را راست پنداشت و ايشان را به اعزاز و اكرام بازگردانيده يكى از مخصوصان خود را ، اترگان « 1 » نام ، همراه ايلچى جوچى فرستاد و از براى سوگند قدرى خون در شاخى كه جهت سريشم گداختن نگاه دارند كرده به دست ايشان فرستاد ؛ چه ، عادت مغول آن است كه با همديگر سوگند به خون خورند . القصّه ، ايشان هرسه به‌اتفاق روانه شدند و چنگيز خان نيز از آن جانب بر عقب ايلچيان مستعدّ شده روى به اردوى اونگ خان مىآمد كه ناگاه در اثناى راه از همه پيشتر چشم قاليؤدار بر توق چنگيز خان افتاد و از ترس آنكه مبادا اترگان توق چنگيز خان را بشناسد و به جانب اونگ خان بازگشته خبر رساند ؛ چه اسب او بسيار دونده بود به نوعى كه اسبان اين دو كس به او نمىتوانستند رسيد ، بالضّروره قاليؤدار به بهانهء آنكه در پاى اسب او سنگ فرورفته ، از اسب خود فرود آمد و اترگان ، ملازم اونگ خان ، را گفت كه « تو پايين بيا و پاى اسب مرا بگير تا من سنگ از وى بيرون آورم . » اترگان خالى الذهن فى الحال از اسب فرود آمده پاى [ اسب ] قاليؤدار را گرفت . و قاليؤدار به گره‌گشايى او را پاك مىكرد و در آن باب حيل مىورزيد كه به يك ناگاه چنگيز خان رسيد و اترگان را گرفته با شاخ خون پيش جوچى فرستاد و خود همان دو ايلچى قاليؤدار و چاورغان را پيش انداخته روى به اردوى اونگ خان نهاد و آن‌چنان بر سر وى رسيد كه او را مطلقا خبر نبود . القصّه اين نوبت نيز ميانهء ايشان جنگ شد و بعد از ساعتى سپاه اونگ خان طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهادند . اونگ با پسرش و معدودى چند به ولايت نايمان افتادند و در حدود آن ولايت دو امير از امراى تايانگ خان ، كه يكى قورى سؤباجو « 2 » و ديگرى را تاتيك شال « 3 » گفتندى ، به رسم قراولى فرود آمده بودند كه اونگ خان و پسرش به آنجا رسيدند . و آن جماعت فى الحال ايشان را دستگير نموده اونگ خان را به قتل [ رسانيدند ] و پسرش ، سنگون ، گريخته به جانب ختن و كاشغر رفت « 4 » و در موضعى كه به كوشان ساركاشمه « 5 » اشتهار

--> ( 1 ) . ق : تركان ؛ م : ابتركان ؛ ش : ابتر خان . ( 2 ) . متن : قورى ساحدو . ( 3 ) . متن : باتنك شال . ( 4 ) . در منابع مغولى آمده كه سنگون پس از عبور از ديهى به نام ايشيق بلغسون به ولايت بورى تبّت ( ولايت تبّت ) رفت . ( 5 ) . متن : كوشابر حار كاشه .