قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3550
تاريخ الفي ( فارسى )
احسان را در مغولستان شايع گردانيد ، و از وى دو پسر ماند : يكى بوقا و ديگرى بوقتاى « 1 » . و از بوقتاى يك پسر ناچين « 2 » نام ماند ، و بعد از فوت بودنچر قاآن ، بوقا خان - كه جدّ هشتم چنگيز خان و قراچارنويان است - قايممقام وى بر سرير خانى قرار گرفت و با خلايق به داد و عدل و احسان زيست مىنمود . « 3 » و چون بوقا خان را متقاضى اجل رسيد پسرش ، دوتوم منن ، به جاى وى قرار گرفت و آيين عدل و داد پيشنهاد خود ساخت . و او را خاتونى بود به غايت عاقله و دانا كه او را نومولون باتو « 4 » گفتندى ، و دوتوم منن را از وى نه پسر شده بود . و چون دوتوم منن از دنيا رحلت نمود ، نومولون باتو در كوهى كه او را افرش اركى گويند قرار گرفت و از براى پسران از هرقبيله دخترى خواستگارى نمود . و او را رمه و گلّه آنمقدار بود كه به هيچوجه بهشمار نمىآمدند . و در اين اثنا ، ميان ختاييان و اقوام جلاير محاربه واقع شد و كار به جايى رسيد كه ختاييان غالب آمده هفتاد كوران « 5 » جلاير را - كه هر كوران عبارت از هزار خانه باشد - به قتل رسانيده . و گروهى ديگر از جلاير كه دور تر از آن جماعت بودند چون بر استيلاى ختاييان وقوف يافتند ، از آنجا گريخته به كوه افرش اركى كه مقام نومولون بود ، آمدند و به جهت قوت ، سونفيسول « 6 » را - كه عبارت از پياز كوهى است - مىكنند و از آن جهت زمين و كوهها ناهموار [ يها ] پيدا مىكردند . نومولون ايشان را از آن حركت منع فرمود و گفت كه « اين دامنهء كوه كه شما ناهموار مىسازيد موضع چوگان [ 193 ب ] باختن پسران من است . » القصّه جلاير و نومولون را نزاع بسيار بههم رسيد . و جلاير كه از جان سير آمده بودند و از گرسنگى هلاك مىشدند ، اتفاق نموده و نومولون را با هشت پسرش به قتل رسانيدند و گله و رمهء او را متصرّف شدند ، غير از يك پسر نومولون ، قايدو نام - كه در آنوقت از جهت آنكه دخترى از قوم كنبئوت كه [ از ] خويشان ناچين ، پسرعمّش ، بودند ، پيش ناچين رفته بود - كسى ديگر نماند . و چون ناچين بر قضيهء جلايريان اطّلاع يافت ، قايدو را نزد خود نگاهداشت و ايلچيان پيش بزرگان جلاير فرستاده ايشان را تهديدات بليغ فرمود . و كلانتران جلاير در مقام اعتذار شده گفتند كه « ما به جنگ ختاييان مشغول بوديم و اين جماعت نابكار كه از ايشان اين حركت شنيعه به ظهور رسيده از ما دور بودند و ما از اين معنى مطلقا خبر نداريم . » القصّه ، بزرگان جلاير هفتاد تن از آن جماعت را گرفته به قتل رسانيدند و زن و فرزندان
--> ( 1 ) . متن : توقيا . در جامع التواريخ بهصورت « بوقتى » نيز آمده است . ( 2 ) . متن : ماچين . ( 3 ) . بنابه تصريح خواجه رشيد الدين ، نسل چنگيز خان از دوتوم منن پسر بوقاست نه از نسل ناچين پسر بوقتاى . - جامع التواريخ ، ج 1 ، ص 228 . ( 4 ) . متن ، منولون بانو . ( 5 ) . متن : هفتاد كرن . ( 6 ) . جامع التواريخ : سودوسون .