قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3523

تاريخ الفي ( فارسى )

خوارزم است ، خوارزمشاه اهالى خوارزم را جمع آورده ايشان را از وصول سم ستور بيگانه در آن ولايت آگاه گردانيد . خوارزميان تمام از رعايا و سپاهى دل بر مقاتلهء غوريان نهاده در مقام تهيّهء آلات حرب شدند . مولانا شهاب الدّين خيوقى كه در آن‌وقت شيخ الاسلام آن ديار بود و تمامى مردم خوارزم [ 186 ب ] و نواحى آن ولايت اعتقاد به او داشتند ، در آن روز بر منبر رفت و اين حديث نبوى ، عليه و آله شرايف التّحيّات ، را كه « من قتل دون نفسه و اهله و ماله فهو شهيد » يعنى « هركه كشته شود از براى حمايت نفس خود يا اهل و مال خود ، نزد حقّ سبحانه تعالى او در سلك و زمرهء شهدا - كه بىحساب به بهشت خواهند رفت - منتظم خواهد بود . » جهت عامهء خلايق بيان فرمود و ايشان را به امثال اين احاديث تحريص و ترغيب نمود ، تا آنكه شهاب الدّين با اسباب جهانگيرى و كشورگشايى از خزانه و فيل بسيار و لشكر بىشمار به حوالى خوارزم رسيده بر جانب شرقى آب خوارزم فرود آمد . خوارزميان چون كثرت و شوكت شهاب الدّين مشاهده نمودند ، متحيّر و متعجّب ماندند . روز ديگر سلطان شهاب الدّين به سرداران خود فرمود كه « گذرگاه پيدا كرده روز ديگر متوجّه جنگ بايد شد . » و ايشان در اين كار بودند . و جمعى سوار شده در كنار آب خوارزم تفحّص گذر مىكردند كه به يك ناگاه خبر رسيد كه تاينكو طراز « 1 » ، سپهدار گور خان ، با لشكرى چون سنان خان‌ستان به‌اتّفاق سلطان عثمان پادشاه سمرقند به امداد خوارزمشاه رسيدند . » و چون شهاب الدّين اين خبر شنيد دود از دماغ او بيرون رفت و بر خود بلرزيد و دهشت و وحشت آن چنان بر ضمير او استيلا يافت كه چون نماز شام رسيد فرمود كه آنچه از احمال و اثقال كه از برداشتن آن عاجز باشند همه را آتش زده روى به جانب خراسان نهادند . و خوارزمشاه چون صباح بر اين حال اطّلاع يافت او را تعاقب نمود و در راه بسى از احمال و اثقال او را به دست آورد ، و در حدود هزار اسب به يكديگر رسيدند . شهاب الدّين چون خبر شد خوارزمشاه از عقب ايشان ايلغار كرده خود را به ايشان رسانيده ، بالضّروره با وجود آن پريشانى كه به آنها راه يافته بود ، بازگشته ، صفوف قتال آراست . از اين‌جانب نيز خوارزمشاه مستعد محاربه شده دربرابر شهاب الدّين درآمده نايرهء جدال و قتال اشتعال يافت . آخر الأمر ، چون دولت شهاب الدّين غورى روى به ادبار داشت ، نسيم ظفر و نصرت بر پرچم علم خوارزمشاه وزيد و از امرا و اعيان دولت شهاب الدّين خلقى بسيار اسير و دستگير شدند ، و سلطان شهاب الدّين ابتر و پريشان از آن معركه بيرون رفت و خوارزمشاه ترك تعاقب او

--> ( 1 ) . متن : اينك طراز . تصحيح براساس روضة الصفا و تاريخ جهانگشا . به سبب اقامت تانيكو در شهر طراز ، نام وى را به آن شهر منسوب داشته‌اند .