قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3459
تاريخ الفي ( فارسى )
چون اين خبر به صلاح الدّين رسيد ، بسيار محزون و غمناك گرديد . القصّه ، چون در سيزدهم شهر جمادى الأولى ملك انگلتير با سپاه بسيار به ايشان ملحق شد ، فى الحال فرمود كه در گرفتن شهر عكّا بيش از اين توقّف نبايد كرد . پس در روز جمعه هفدهم شهر جمادى الأولى باز برجى چهار طبقه از چوب و طبقه دويم از قلع و طبقهء سيم از آهن و طبقهء چهارم از مس ترتيب داده آن برج دمانه صورت را بر گردون بسته روى به شهر عكا نهادند و شروع در پر ساختن خندق كردند . مسلمانان نيز داد مردى و مردانگى داده هرچند ايشان به كشتهها و مردههاى خود « 1 » خندق پر مىكردند ، اهل اسلام جلد و چالاك ( آن جيفه « 2 » ها را از آنجا مىكشيدند ) « 3 » و آتش مىزدند و يا به دريا مىانداختند ، و آن برج ايشان را نيز آتش زده سوختند . و در اين اثنا ، ملك انگلتير بيمار شد و ملك افرنسيس در جنگ زخم خورده صاحب فراش گشت ، و مركيس ، صاحب صور ، از ايشان جدا شده به صور رفت . مع هذا ايشان مطلقا دست از جنگ بازنمىداشتند ، بلكه ساعتبهساعت در آن باب سعى و اهتمام بيشتر مىورزيدند . و اين جدّ در هيچ طايفه از طوايف سكّان هفت اقليم كسى مشاهده نكرده ؛ چه ، از ابتداى محاصرهء ايشان شهر عكّا را تا آنكه آن را به دست آوردند ، دو سال و هفت ماه گذشته بود و زياده از پنجاه هزار فرنگى در دور شهر عكّا به قتل رسيدند ، امّا ايشان را بههيچوجه فتور و سستى [ 172 ب ] در طلب آن ظاهر نشد . و مسلمانان غير از نفس نفيس صلاح الدّين آن چنان به تنگ آمده بودند كه راضى بودند كه چه جاى عكّا ، بلكه بيت المقدّس و ساير بلاد ساحل كه از ايشان گرفته بودند ، باز ايشان داده از اين تشويش و محنت بازرهند . القصّه ، چون بيمارى ملك انگلتير امتداد يافت و ضعف او بهواسطهء نايافتن گوشت در اردوى ايشان قوّت گرفت ، كس پيش صلاح الدّين فرستاده بهانهء آنكه چند روز است كه بازهاى شكارى ايشان كه جهت صلاح الدّين آورده بودند گوشت نيافتهاند و از آن جهت بسيار لاغر و زبون شدهاند ، چند مرغ از جهت طعمهء ايشان طلبيدند كه بعد از آنكه آن بازهاى مغربى قوّت گيرند به خدمت سلطان فرستاده مىشوند . صلاح الدين باوجود آنكه مىدانست غرض از مرغ طلبيدن از براى مزوّرهء « 4 » خود است و باز بهانه است ، فرمود كه چند مرغ جهت او فرستادند . بعد از آن ، نوبت ديگر كس فرستاده نمك و ميوه طلبيد . صلاح الدّين در اين باب مطلقا به ايشان مضايقه نمىداشت و هرچه مىطلبيدند جهت ايشان مىفرستاد . و آن بىمروّت همينكه از آن
--> ( 1 ) . م : مردگان خود . ( 2 ) . جيفه : هرچيز پست و ناپايدار . مرده . ( 3 ) . م : ندارد . ( 4 ) . مزوّره : نوعى آش كه به بيماران دهند . - يادداشتهاى قزوينى ، ج 7 ، ص 28 به نقل از لغتنامهء دهخدا .