قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3393
تاريخ الفي ( فارسى )
و در اين وقت هرچند صلاح الدّين سپاه خود را مىگفت بر وى حمله آورده مردم را از شرّ آن كافر خلاص كنيد ، هيچكس به سخن او التفات نمىكرد . تا آنكه يكى از امراى او كه به امير جناح اشتهار داشت ، پيش آمده از روى تعرّض هرچه تمامتر گفت كه « اى صلاح الدّين ! امروز آن غلامان خود را كه ديروز از سپاهيان به ضرب چماقها آنچه ايشان غنيمت گرفته بودند مىگرفتند ، بفرماى تا بر ملك انگلتير حمله كنند ، و الّا سپاهيان را هيچ ضرورتى نيفتاده كه در وقت جنگ جانهاى خود را در معرض تلف درآورند و در وقت غنيمت گرفتن از دست غلامان تو كتك خورند . » صلاح الدّين چون اين كلمات درشتآميز از امير جناح شنيد ، عنان مركب خود را بازگردانيده متوجّه خيمهگاه شد ، و آنمقدار در آنجا توقّف نمود كه پسرش ، ملك افضل ، و برادرش ، ملك عادل ، به وى ملحق شدند . امّا از بسكه حليم بود مطلقا در مقام اهانت و ايذاى امير جناح نشد . و فرنگان باز يافا را به تصرّف خود درآوردند و صلاح الدّين به جانب رمله رفت . و در بيستم ماه شعبان ملك انگلتير از جنگ به تنگ آمده در مقام صلح شد و كس پيش صلاح الدّين فرستاد و پيغام داد كه « مدتى مديد است كه از جانبين سپاه كشته مىشود و رعيت خراب شده . صلاح در آن است كه با يكديگر صلح كنيم و از سر اين منازعت درگذريم . » صلاح الدّين اوّلا اين معنى را بر مكر و فريب او حمل نمود . چون مشخص شد كه ملك انگلتير ميل رفتن به مغرب دارد ، صلاح الدّين نيز به مصالحه راضى شد . مدّت سى سال و هشت ماه با يكديگر مصالحه كردند كه در اين مدّت هيچيكى بر ولايت ديگرى نروند . و اين سجلّات به خطوط و توقيعات علما و رهبانان رسانيده از سر نزاع درگذشتند . و از جمله وقايع اين سال آنكه صلاح الدّين از آب فرات گذشته اكثر ولايات موصل و جزيره را متصرّف شد . و منشأ اين آن بود كه در حين آنكه صلاح الدّين بيروت را محاصره داشت ، مظفّر الدّين محمّد بن زين الدّين - كه از امراى معتمد عزّ الدّين مسعود بود و قلعهء بيره را كه از مشاهير قلاع ديار موصل بود داشت - كس پيش صلاح الدّين فرستاده اظهار اطاعت و انقياد نمود و صلاح الدّين را بر گرفتن موصل و جزيره ترغيب و تحريص مىكرد . بنابراين ، صلاح الدّين از بيروت كوچ كرده متوجّه آن صوب شد . امّا اظهار چنان مىكرد كه به قصد حلب مىرود . و عزّ الدّين مسعود و مجاهد الدّين قايماز در اين وقت لشكرها جمع آورده در نصيبين مىبودند . و غرض ايشان آن بود كه اگر صلاح الدّين قصد حلب كند ممانعت و مدافعت نموده او را در گرد حلب نگذارند . و صلاح الدّين خود از بيروت برخاسته به رسم ايلغار از حلب گذشته به كنار آب فرات رسيد . و مظفّر الدّين ، صاحب قلعهء بيره ، كه در آن طرف ، يعنى شرقى فرات واقع بود ، فى الحال