قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3385
تاريخ الفي ( فارسى )
كردند كه سپاه صلاح الدّين در بالاى قلعه برآمدهاند ، و چون هيچ به خاطر ايشان ، از بسيارى اضطراب كه داشتند ، نرسيد كه اين آواز از محبوسان باشد . بالضّروره دست از جنگ بازداشته ، سلاح را دور انداخته ، مانند كه در تل خطين سلاح دور انداخته ، دستبسته نشسته بودند . چون مسلمانان ديدند كه بر بالا و بر ديوار آن هيچ فرنگى ممانعت نمىكند ، در ساعت دليرانه بىزحمت و مانع و مدافع به بالا رفتند . اوّلا آن مسلمانان را از قيد خلاص ساخته به اندرون قلعه درآمدند و صاحب برزويه را با زنش و جميع فرزندان اسير كردند و دختر او را با دامادش اوّل نوبت جماعتى برده بودند . آخر الأمر ، چون اين معنى را به عرض صلاح الدّين رسانيدند ، تفحّص و تفتيش بسيار فرمود [ 153 الف ] و ايشان را پيدا كرد و از آن جماعت خريده همراه مادر و پدر يك جا ساخت . و چون برزويه مفتوح شد ، صلاح الدّين آن را به يكى از امراى خود سپرد و متوجّه انطاكيه شد . و چون به نواحى انطاكيه رسيد ، صاحب انطاكيه را با زن و فرزندانش از بند اطلاق فرموده رخصت داد كه به انطاكيه روند . و اين نيكى بهواسطهء آن بود كه زن صاحب برزويه ، كه خواهر بيموند ، صاحب انطاكيه ، بود هميشه جانب صلاح الدّين داشت و فرنگان را از مخالفت او تا توانست منع مىفرمود و اكثر اوقات حقايق احوال فرنگان را به صلاح الدّين مىنوشت و جانب او را بسيار داشت ، چنانچه در ميانهء آن طايفه متهم به اسلام بود . بنابراين ، در اين وقت صلاح الدّين كه آن عورت با شوهر و فرزندانش اسير شده ، خدمات سابقهء او را ملحوظ داشته نهايت مراعات به جاى آورد و از اسباب و اموال آنچه به آن عورت متعلّق بود مطلقا يك دينار در آن تصرّف ننموده او را به عنايات پادشاهانه سرافراز گردانيده و با فرزندان و شوهر و ساير متعلقان پيش برادر خود ، صاحب انطاكيه ، فرستاد و خود در موضعى كه به جسر الحديد اشتهار دارد توقّف فرمود تا سپاه از عقب تمام به او ملحق شدند . و مردمى كه به اطراف و جوانب ولايت برزويه متفّرق شده بودند همه جمع آمدند . بعد از آن از همان موضع عنان عزيمت به صوب قلعهء دربساك « 1 » كه محلّ خزاين فرنگ بود و هرچه از نفايس داشتند در آن قلعه نگاه مىداشتند و آن قلعه در استحكام و متانت به حدّى بود كه آرزوى تسخير آن بهخاطر هيچكس خطور نمىكرد ، « 2 » منعطف داشت . « 3 » و چند روز در پاى آن قلعه كارزارها واقع شد و هرچند كه نقّابان صلاح الدّين مكرّر نقب زده پارهاى
--> ( 1 ) . م : دربسال ؛ ق : دربسام ؛ النجوم الزاهرة : دربساك . ( 2 ) . به تصريح ابن خلدون و ابن اثير اين واقعه پايگاه استوار داويه بود كه به هنگام سختى به آن پناه مىبردند . - العبر ، ترجمهء آيتى ، ج 4 ، ص 479 ؛ الكامل ج 12 ، ص 17 . ( 3 ) . ابن اثير اين واقعه را در حوادث سال 584 ه . ق . آورده است .