قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3377

تاريخ الفي ( فارسى )

ملامت كرد و در باب گذاشتن آن جماعت و ردّ اموال و اسباب ايشان بسيار مبالغه كرد . امّا آن كافر سنگدل مطلقا به سخن صلاح الدّين التفات نكرد و همچنان بر گرفتن اموال و اسباب و حبس صاحبان مال مصرّ بود . بنابراين ، صلاح الدّين نذر كرد كه اگر حق سبحانه تعالى پرنس را بر دست او اندازد بر قتل او اقدام نمايد و به‌هيچ‌وجه او را زنده نگذارد . و باقى احوال ايشان در وقايع سال آينده مذكور خواهد شد ، ان شاء اللّه . و از جمله امور عجيبيه كه در اين سال روى نمود « 1 » آن بود كه جميع منجّمين حكم كرده بودند كه در روز نوزدهم شهر جمادى الآخر يا ماه شعبان - على اختلاف الروايتين - به واسطهء آنكه ستارهء سبعهء سياره در برج ميزان جمع مىشوند ، آن‌چنان طوفان باد پيدا شود كه عالم را خراب كند و اكثر ، بلكه تمام بلاد در زير خاك فروروند . و در اين باب منجّمين آن مقدار مبالغه كردند كه اكثر مردم كه به احكام اهل نجوم اعتقاد داشتند ، براى خود زيرزمين‌ها ساخته بودند و در آنجا اسباب معيشت از مأكول و مشروب مهيا گردانيد بودند . اتفاقا در آن سال آن‌چنان گذشت كه به‌واسطهء بىبادى خرمن‌هاى غلّه از گندم و جو پاك ناكرده ماند ، و در بعضى بلاد در آن شب چراغ‌ها بر بالاى عمارات بلند مثل مناره و غير آن نهاده بودند و آن قدر باد به‌هم نرسيد كه آن چراغ را فرونشاند . و از اين جهت شعراى عرب و عجم در هجو منجّمان اشعار بلاغت آثار گفتند . و آنچه در اين باب از حكيم انورى نقل مىكنند كه او اين چنين حكم كرده و در آن شب مطلقا بادى كه چراغ را بالاى مناره مزاحمت و اطفا نمايد به‌هم نرسيد ، همانا نيز در اين وقت خواهد بود . ليكن آنچه در باب اين حكم تصديق كرده‌اند كه اگر چه در اين حكم طوفان باد به‌هم نرسيد ، امّا ولادت چنگيز خان در آن شب روى نمود كه او در هلاك ساختن خلايق كم از هيچ طوفانى نبود مشعّر بر آن است كه حكيم انورى حكم به ظهور آن طوفان در وقت ديگر كرده بود ؛ چه ، ولادت چنگيز خان در اين سال واقع نشده بود .

--> ( 1 ) . ابن اثير اين واقعه را در حوادث سال 582 ه . ق . آورده است .