قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3349
تاريخ الفي ( فارسى )
چون در آن زمان صلاح الدّين را با فرنگ مهمّى پيش آمده بود ، صاحب ماردين مطلقا ملتفت بر سخن او نشده همچنان در محاصرهء آن شهر جدّ و اهتمام داشت . آخر الأمر ، چون از گرفتن آن نااميد شد خايب و خاسر بازگشت . و پسر شهاب الدّين بعد از مراجعت او قلعه را به معتمدان خود سپرده خود را به ملازمت صلاح الدّين رسانيد . و از جمله عجايب امورى كه در اين سال در بغداد روى نمود آن بود كه چون اهل معاصى و ملاهى در بغداد بسيار شدند ، صاحب دار الخلافه به اشارهء خليفه كسان خود را حكم كرد كه در بغداد بگردند و هرجا كه شراب يابند بريزند و عورات فاحشه را اگر از ارتكاب آن امور تايب نگردند از شهر بيرون كنند . اتفاقا در اثناى اين كار روزى كسان حاجب به موضعى رسيدند كه يكى از عورات كه مشهور و معروف بود در آنجا حاضر بود . چون آن عورت شنيد كه كسان حاجب دار الخلافه رسيدند ، خود را فى الحال بيمار ساخته بنياد ناله و فرياد بيمارانه برآورد . تا آنكه چون آن جماعت رسيدند و آن عورت را بيمار يافتند هيچ به او نگفته بازگشتند . و چون آن جماعت رفتند ، هرچند آن عورت خاست كه از جاى خود برخيزد ، نتوانست . آنچنان اضطراب و درد در اندرون او حادث شده بود كه بهانهء بيمارى به حقيقت پيوست ، تا آنكه آخر الأمر ، بعد از چند روز به همان بيمارى كه ابتدا به طريق تصنّع و دروغ به خود راه داده بود ، فوت شد . و در شعبان اين سال از مشاهير علماى نحو ابو البركات عبد الرحمان بن محمّد بن ابى سعيد « 1 » كه به ابن انبارى اشتهار داشت وفات يافت . او در نحو تصانيف بسيار دارد و منظومهء نحو او - كه دو بيت از آن ابن حاجب در ابتداى مبحث غيرمنصرف در موضعى كه تعداد اسباب منع صرف در كافيه نموده - آورده ، در ميان عرب مشهور و معتمد است ، و اللّه اعلم . [ 145 ب ]
--> ( 1 ) . م : ابى سعد .