قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3335
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و شصت و پنجم از رحلت خير البشر « 1 » در ماه ذيقعدهء اين سال خليفه مستضيئى بامر اللّه در سن چهل و چهار سالگى ، بعد از آنكه نه سال و نه ماه بر سرير خلافت متمكّن بود ، وفات يافت . مادر او كنيزك ارمنى بود كه او را غضّه ، يعنى تازه ، گفتندى . او در ميانهء خلفا به حسن سيرت و عدالت و عفو گناهان و قلّت عقاب ممتاز بود . « 2 » بعد از فوت مستضيئى بامر اللّه ، ظهير الدّين بن عطّار - كه بعد از كشته شدن عضد الدّين ابو الفرج ابن رئيس الرؤسا وزارت به او تعلّق گرفته بود - از مردم بيعت پسر مستضيئى بامر اللّه ، ناصر لدين اللّه را گرفت . و چون جميع خلايق به بيعت ناصر لدين اللّه درآمدند ، وزارت خود را به مجد الدّين ابو الفضل داده فى الحال در هفتم ماه ذيقعده ابن عطّار را گرفته محبوس گردانيد و در دوازدهم شهر ذيقعده او را پنهانى ، مرده ، از بنديخانه « 3 » ، بر سر حمالى نهاده بيرون آوردند . و چون مردم بغداد دانستند كه او ابن عطّار است ، از حمال او را گرفته برهنه ساختند و ريسمان در ذكرش و چوبى « 4 » در دست او نهاده - كه اين قلم است - و در تمام شهر گردانيدند . آخر الأمر ، جمعى از مردم ، آن مرده را از دست عامهء خلايق گرفته دفن كردند . و از جانب ناصر لدين اللّه ، صدر الدّين شيخ الشيوخ به عراق عجم آمده از پهلوان بن
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . ايّام خلافت او را چنين ديدهاند : كأن ايّامه من حسن سيرته * مواسم الحجّ و الأعياد و الجمع يعنى : « در نتيجهء نيكرفتارى او ، روزگار او به خوشى روزهاى موسم حج و عيد و آدينه بود . » ( 3 ) . زندان . ( 4 ) . آلوده به نجس آدمى ، كه بهاصطلاح قلمى است كه در مركّب فرورفته است .