قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3315

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و شصت و يكّم از رحلت [ 138 الف ] خير البشر « 1 » در محرّم اين سال صلاح الدّين روى به بلاد اسماعيليهء حلب نهاد و شروع در نهب و غارت آن ولايت كرده قلعهء مصياب « 2 » را ، كه در ميان قلاع آن طايفه مستحكم‌تر نبود محاصره نمود . سنان ، والى آن قلعه كه مقدّم اسماعيليهء آن حدود بود ، چون طاقت مقاومت صلاح الدّين نداشت التجا به خال صلاح الدّين ، شهاب الدّين كه حاكم حمات بود برده او را شفيع خود گردانيد كه از سر محاصرهء آن قلعه بازگرداند ، كه « آنچه گذشت ، گذشت . بعد از اين ايشان مطيع و منقاد خواهند بود . و امرى كه موجب رنجش خاطر صلاح الدّين باشد از ايشان به ظهور نخواهد رسيد . » و چون شهاب الدّين حارمى در شفاعت ايشان كمال سعى و اهتمام نمود « 3 » و سپاه صلاح الدّين نيز از جنگ كردن به ستوه آمده بودند ، صلاح الدّين شفاعت خال خود ، شهاب الدّين حارمى را قبول كرده از سر محاصرهء قلعهء مصياب كوچ كرده عنان عزيمت به صوب دمشق منعطف داشت . و اين نوبت زياده از يك هفته مكث نكرده متوجّه مصر گشت ؛ چه ، مدتى بود مديد كه از مصر برآمده بود و به‌واسطهء آنكه مبادا سيف الدّين غازى بر بلاد شام استيلا يابد ، رفتن مصر بر وى ممكن نبود . الحال ، چون ايشان بعد از مغلوب ساختن مصالحه نموده بود خاطر از ممر بلاد شام جمع كرده به مصر رفت . و چون به مصر رسيد فرمود

--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . ق : مضبات ؛ م : مضناب . رجوع شود به پاورقى 4 ، صفحهء 3012 كتاب . ( 3 ) . سنان ، سردستهء اسماعيليان ، شهاب الدّين را تهديد كرده بود كه اگر پيش صلاح الدّين شفاعت نكنى « . . . تو و همهء افراد خاندان صلاح الدّين و اميران او را خواهم كشت . » - ابن اثير .