قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3289

تاريخ الفي ( فارسى )

گشت و بعد از آن از آنجا نقل كرده به مدرسه‌اى كه خود در دمشق بنا كرده بود ، در سر بازار عطاران در آنجا مدفون گشت . و از عجايب اتفاقات آن است كه در روز دويم ماه همين شوّال مذكور ملك نور الدّين محمود سوار شده از بازار دمشق مىگذشت و يكى از امراى كبار او ، كه در پهلوى او مىرفت پيش همين مدرسه رسيده گفت : « سبحان اللّه ! كه مىداند كه سال ديگر باز اين موضع را خواهد ديد يا نه . » ملك نور الدّين محمود گفت كه « عجب اميد دور و درازى دارى . كه را معلوم است كه بعد از يك ماه اين موضوع را باز مىبيند . » اتّفاقا بعد از نه روز از اين حكايت ملك نور الدّين محمود فوت شد و هنوز اين سال به اتمام نرسيده بود كه آن امير نيز وفات يافت . و ولادت او وقت برآمدن آفتاب بود در روز يكشنبه هفدهم شهر شوّال سنهء احدى عشر و خمسمائه [ - 511 ] هجرى و مدّت حكومت وى بيست و هشت سال بود ؛ چه پدرش در سنهء احدى و اربعين و خمسمائه [ - 541 ] هجرى فوت شده بود . و ابن اثير در كامل التواريخ آورده كه بعد از عمر عبد العزيز هيچ احدى از سلاطين به اين عدالت و صلاح و تقوا نبود ؛ چه ، در عين ايام حكومت زن او از وى چيزى از اسباب دنيا طلب داشت و او سه دوكان در حمص قبل از ايّام حكومت خريده بود و حاصل آن سه دوكان در سالى بيست دينار مىشد ، به او داد . و چون زنش در اين باب از جهت زيادتى مبالغه نمود ، در جواب او گفت : « آنچه در ملك من بود به تو دادم ، باقى اموال مجاهدان راه خداست و حق سبحانه تعالى من را امانتدار ايشان گردانيده . اكنون من به‌خاطر تو خيانت در امانت نخواهم كرد . » و وى به واسطهء تقيّد به شرع مطلقا جامهء حرير نمىپوشيد و خوردن او از كسب دست او بود . و از تاريخ ابن كثير شامى چنين ظاهر مىشود كه اوّل كسى كه نقارهء موقّت سحر نواخت او بود . و باعث بر آن آن بود كه وى هميشه نماز تهجّد مىكرد و زنش ، عصمة الدّين خاتون ، دختر معين الدّين انر نيز به مضمون « الزوجة يتأدب بأدب الزّوج » به نماز تهجّد و ساير نوافل مداومت داشت . اتفاقا شبى خواب بر وى غلبه كرد و نماز شب از وى فوت شد . على الصّباح ، از آن غفلت نادم و پشيمان نشسته بود ، كه ملك نور الدّين آمده سبب ندامت را از وى سؤال نمود . وى به عرض رسانيد كه « پشيمانى و ناخوشى از آن جهت است كه نماز تهجّد امشب به واسطهء غفلت خواب از من فوت شده . » بنابراين ملك نور الدّين فرمود تا در نقاره‌خانه وقت سحر نقاره مىنواخته باشند . « 1 »

--> ( 1 ) . و گفته‌اند در نمازهاى شبانه ، دعاهاى نيكو مىخواند . از جمله : جمع الشّجاعة و الخشوع لربّه * ما أحسن المحراب فى المحراب -