قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3283
تاريخ الفي ( فارسى )
سيواس فرستاده او را نيز متصرّف شدند . و چون قلج ارسلان ديد كه ملك نور الدّين در مقام انتقام است ، بالضّروره جمعى از علما و صلحا در ميان انداخته از ملك نور الدّين التماس عفو كرد و مصالحه درخواست نمود . ملك نور الدّين ملتمس او را مبذول داشته كس پيش او فرستاد كه « تو همسايهء روميان مىباشى . چون هرگز با آنان جهاد نمىكنى ، اكنون مناسب آن است كه طايفهاى از سپاه به ملازمت ما فرستى كه در غزوهء فرنگ همراه باشند . » قلج ارسلان قبول اين معنى نموده فوجى از سپاه خود چيده ، به ملازمت ملك نور الدّين فرستاد . ملك نور الدّين سيواس « 1 » و مرعش را به ذو النون داده ، عنان عزيمت به صوب بلاد فرنگ منعطف داشت . و آن جماعت از سپاه ملك نور الدّين ، كه همراه ذو النون به گرفتن سيواس رفته بودند ، همچنان پيش او مانده بودند . تا آنكه ملك نور الدّين فوت شد و ايشان از سيواس به شام آمدند . و عزّ الدّين قلج ارسلان بازآمده سيواس را از دست ذو النون گرفت . و چون ملك نور الدّين از اين يورش بازگشته به شام آمد ، قاضى كمال الدّين شهرزورى از پيش خليفه مستضيئى بامر اللّه عباسى منشور نيابت ولايت موصل و جزيره و اربل و اخلاط و بلاد قلج ارسلان و ديار مصر از براى ملك نور الدّين آورده ، ملك نور الدّين استقبال آن منشور كرده ، خلعت خليفه را درپوشيد . و از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه شوّال صلاح الدّين [ ايّوبى ] از مصر استعداد كرده به قصد جهاد فرنگ و ملاقات ملك نور الدّين بيرون آمده . و منشأ اين آن بود كه چون در سال گذشته صلاح الدّين از دو منزلى ، ملك نور الدّين را ملاقات نكرده به جانب مصر بازگشت - چنانچه به تفصيل قلمى شد - نور الدّين از آن حركت بسيار آزرده گشته ، هميشه در مقام آن بود ، كه مصر را از دست صلاح الدّين به حيله بستاند ، امّا اظهار اين معنى به كسى نمىكرد . و چون صلاح الدّين بر ضمير او اطلاع يافته بود ، امسال كس پيش ملك نور الدّين فرستاده از آنچه گذشته عذر خواست و قرار به آن داد كه ملك از جانب شام و وى از جانب مصر متوجّه بلاد فرنگ شوند و در حوالى قلعه كرك با يكديگر ملاقات كرده آنچه مصلحت وقت باشد ، در باب جهاد با فرنگان عمل نمايند . و چون راه از مصر تا كرك ، قلعهء فرنگان ، دور تر و مشكلتر بود ، صلاح الدّين پيشتر از ملك نور الدّين از مصر برآمده متوجّه قلعهء كرك شد . و چون به ظاهر قلعهء كرك رسيد ، محاصرهء آن كرد و كسى پيش ملك نور الدّين فرستاده اعلام نمود كه « اينك من به وعده رسيده انتظار مقدم شريف دارم . » ملك نور الدّين نيز در
--> ( 1 ) . شهرى از بلاد روم در نزديكى قونيه و توقات . - ياقوت ، معجم البلدان ، ذيل توقات .