قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3260
تاريخ الفي ( فارسى )
و روز جمعه اوّل محرّم اين سال آن شخص بر بالاى منبر رفته به جاى القاب عاضد لدين اللّه ، القاب المستضيئى بامر اللّه عباسى ياد كرد . و از اهل مصر هيچ احدى دم نزد كه چرا ! چون كه عاضد لدين اللّه در آنوقت بيمارى سخت داشت و مردم از حيات وى مأيوس شده بودند . بنابراين ، هيچكس وى را بر اين حال اطّلاع نداد ، تا آنكه در روز عاشورا در آن مرض وفات يافت و دولت علويّه خلفاى مصر منقطع شد . و از ايشان چهارده نفر مدّت دويست و هفتاد و دو سال خلافت كردند ؛ چه ، اوّل ظهور ايشان در سلخ ماه ذيحجهء سنهء تسع و تسعين و مأتين [ - 299 ] هجرى بود . و از آن تاريخ تا فوت عاضد لدين اللّه در محرّم اين سال كه سنهء سبع و ستّين و خمسمائه [ - 567 ] هجرى است دويست و هفتاد و دو سال مىشود . و از جمله چهارده نفر سه كس كه عبارت از مهدى و منصور و قائم باشند ، خطبهء ايشان به مصر نرسيد و باقى يازده نفر كه اوّل ايشان معزّ بود - كه از افريقيّه به مصر آمد و قاهره [ را ] بنا نهاد - خطبهء ايشان در مصر و ساير بلاد افريقيّه خوانده شد . و تفصيل اسامى خلفاى علويهء مصر اين است : معزّ ، عزيز ، حاكم ، طاهر ، مستنصر ، مستعلى ، آمر ، حافظ ، ظاهر ، فايز ، عاضد . « 1 » و از عجايب امور آنكه به مقتضاى « الاسماء تنزل من السّما » لفظ عاضد در لغت عرب به معنى قطع آمده . گويا كه اين معنى لقب او عاضد شده بود كه به او دولت آن طايفه منقطع شد . و بعد از فوت عاضد لدين اللّه ، صلاح الدّين به قصر خلافت وى درآمده خزاين و ذخاير ايشان را كه مشتمل بر گنج شايگان بود و افزون از حدّ شمار ، به تصرّف خود درآورد . و چندان جواهر نفيس قيمتى از خزانهء ايشان پيدا شد كه در خزانهء هيچ پادشاهى نشان نمىدادند . آن همه به دست صلاح الدّين افتاد . از آن جمله نگين ياقوت درخشندهء احمر به وزن هفده مثقال كه مثل آن ، ديگرى در عالم نشان نداد . و آن را « جبل ياقوت » گفتندى . و از آن جمله زمرّدى بود ، كه طول وى زياده از يك شبر و عرض او به پهناى شصت . و طبلى « 2 » از خزانهء وى پيدا شد كه هر كه دست بر وى نهادى ، بىاختيار بادى از وى رها شدى ؛ چنانچه در مجلس صلاح الدّين جمعى از امراى كرد دست بر وى نهادند و بادها از ايشان جدا شد . بنابراين ، طبل را شكستند . و بعد از [ 124 الف ] شكستن ظاهر شد كه آن را محض از براى دفع مرض قولنج ساخته بودند . و هم در اين سال ميانهء ملك نور الدّين و صلاح الدّين كدورتى بههم رسيد و ملك نور الدّين عزيمت مصر مصمّم گردانيد . اما به رأى صايب نجم الدّين ايّوب ، پدر صلاح الدّين ،
--> ( 1 ) . بجز اين يازده تن ، به نام سه خليفه ديگر نيز كه در افريقيه خلافت كردند ، خطبه خوانده شد . اين سه تن عبارت بودند از : المهدى ، القائم ، المنصور ، و المعزّ نخستين خليفهء علوى بود كه به مصر آمد و در اينجا به نامش خطبه خواندند . ( 2 ) . « طبل قولنج » .