قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3253
تاريخ الفي ( فارسى )
موجب زوال اتابكيّه خواهد شد ؛ چه ، سيف الدّين برادر كوچك را به جاى پدر گذاشتن . . . « 1 » بايد بود نصب آن نمودن مستلزم آن است كه بيگانگان طمع در ملك كرده فتنه و فساد برانگيزند . » آخر الأمر ، همچنين شد - چنانچه عنقريب [ ضمن وقايع سال 560 رحلت ] مذكور گردد ، ان شاء اللّه تعالى . و از جمله وقايع اين سال آنكه ملك طغرل بن قارون ، صاحب كرمان ، فوت شد و ميانهء فرزندان او بهرامشاه و ارسلانشاه بر سر حكومت كرمان نزاع شد و برادر كلان ، ارسلانشاه ، جاى پدر خود را متصرّف شد و بهرامشاه گريخته به نيشابور رفت و از امير مؤيّد لشكرى بر سر برادر برد . و ارسلانشاه طاقت مقاومت ايشان نياورده به جانب اصفهان رفت و پناه به امير ايلدگز آورد . وى در مقام امداد شده لشكرى عظيم همراه وى فرستاد . و او به جانب كرمان رفته بهرامشاه از مقاومت سپاه او عاجز آمده باز به جانب نيشابور رفت و امير مؤيّد در مقام استعداد سپاه بود كه خبر رسيد ارسلانشاه وفات كرد . پس بهرامشاه بىمنازع به كرمان رفته ، در حكومت استيلا يافت . و در اين سال مجد الدّين ابو بكر بن دايه ، كه كوكهء ملك نور الدّين محمود زنگى بود و ولايت جعبر و حلب و حارم داشت و ملك نور الدّين بزرگتر از وى اميرى نداشت ، وفات يافت . بعد از فوت او ملك نور الدّين جاگير او را به برادرش شمس الدّين علىّ بن دايه ، ارزانى داشت . و از جمله وقايع اين سال آنكه يعقوب بن عبد المؤمن ، برادر خود ، عمر بن عبد المؤمن ، را با سپاه بىكران بر سر محمّد بن منقذ بن مردنيش « 2 » كه بلاد شرقى اندلس داشت و در زمان حيات عبد المؤمن با فرنگان اتّفاق نموده علم تمرّد و عصيان برافراشته بود و بعد از فوت وى پاى از دايرهء خود بيرون نهاده بسى حركات ناشايسته مىكرد ، فرستاد . و عمر بن عبد المؤمن [ 123 الف ] به ولايت رى درآمد و دو شهر بزرگ از شهرهاى او را متصرّف شد و نوّاب و عمّال او را به قتل رسانيد و در ولايت او آنمقدار سياست نمود كه سپاه وى هراسان و ترسان گشته در هرجا كه نام سپاه پسران عبد المؤمن مىشنيدند ، مطلقا توقّف كرده مىگريختند .
--> ( 1 ) . هرسه نسخه جاى دو سه كلمه سقط است . گزارش ابن اثير گوياست : « اين روشى است كه براى خانوادهء اتابك دردسر بهوجود مىآورد . چون عماد الدّين بزرگ فرمانبردارى سيف الدّين را نمىپذيرد . و سيف الدّين فرمانروايى است كه نسبت به عماد الدّين گذشت ندارد . به همين جهت ميانشان خلاف و دودستگى مىافتد و دشمنان . . . » . ( 2 ) . الكامل : محمّد بن سعد بن مردنيش .