قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3226
تاريخ الفي ( فارسى )
آنها ، انكار ايشان نكرد ، تا آنكه ايشان قلعه را ساختند و متوجّه قزوين شدند . ميانهء اهالى قزوين و ايشان محاربه واقع شد و غير از يك نفر از قزوينيان ، كسى ديگر كشته نشد . و در تاريخ ابن اثير جزرى از اين مقتول قزوينى حكايتى عجيب نقل كرده و خلاصهء آن حكايت آن است كه يكى از ثقات طلبه نقل كرده كه آن مقتول مردى بود در كمال شجاعت و هميشه جمعى كثير از مردم جنگى همراه او بودند . و من او را بسيار دوست مىداشتم و اكثر اوقات نزد وى مىرفتم . و عادت او آن بود كه در وقت جنگ عصابهء سرخ بر سر خود مىبست . اتفاقا يك شبى من پيش او نشسته بودم . او روى به من آورد و گفت كه « مرا به خاطر مىرسد كه فردا ملاحدهء اسماعيليه بر سر اين شهر خواهند آمد و مردم اين شهر متوجّه ايشان خواهند شد . و من اين عصابهء سرخ بر سر بسته پيشپيش همهء مردم خواهم رفت و غير از من هيچكس در آن جنگ كشته نخواهد شد . و ملاحده بعد از كشتن من بازمىگردند . » اتفاقا چون صبح دميد آوازهء ملاحده در شهر قزوين انتشار يافت و مردم قزوين مسلّح و مكمّل شده به جنگ ايشان بيرون رفتند . آن مرد طالب علم به من گفت كه من چون اين خبر شنيدم ، من نيز بيرون رفتم و در خاطر من حكايت آن مرد بود . چون پارهاى راه رفتم ديدم كه مردم قزوين نعش آن مرد را همچنان عصابهء سرخ بر سر بسته بازگردانيدند و غير او هيچ احدى را آسيبى نرسيده و اسماعيليه بازگشته ، رفتند . و از جمله وقايع اين سال آنكه خليفه مستنجد باللّه عباسى ، امير توبة بن عقيلى « 1 » را كه در عرب به مروّت و سخاوت ممتاز بود و از مقرّبان خليفه بود به حيلتى كه اكثر اوقات خليفه با او در خلوت صحبت مىداشت ، به قتل رسانيد . و منشأ كشتن خليفه او را حسد ابن هبيرهء وزير بود بر تقرّب او ؛ چه ، تقرّب وى به جايى رسيده بود كه جميع اعيان دولت عباسيه به او رجوع مىكردند ، و او مهمّات همه را بىاستصواب وزير ، نزد خليفه مىساخت . بنابراين ، ابن هبيرهء وزير در مقام آن شد كه از زبان او مكتوبى چند [ بر ضد خليفه ] به حكّام عراق عجم نوشت . و آن مكتوبات را به يكى از اعراب داده وى را به اشارهء وزير ابن هبيره گرفته نزد خليفه آوردند . و بعد از تحقيق و تفتيش از ايشان مكتوبات ظاهر شد . و چون وزير ابن هبيره چند سخنى كه خليفه در خلوت با امير توبه گفته بود در بابت تدبير امور ملكى از خدمتكاران نزديك خليفه تحقيق نموده در آن كتاب مكتوب نموده [ بود ] خليفه باور كرد . فى الحال ، امير توبه را گرفته محبوس گردانيد و در آن بند بعد از آن كسى از وى نشانى نگرفت . امّا بعد از فوت امير توبه ، ابن هبيره وزير ، چندان تمتّع از حيات نگرفت ، بلكه بعد از سه ماه [ 117 الف ] او نيز فوت شد .
--> ( 1 ) . م ، ق : امير بويه عقيلى .