قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3201
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و چهل و هفتم از رحلت خير البشر « 1 » در ماه صفر اين سال امير مؤيّد اىابه به قصد تسخير قلعه و شكره « 2 » از اعمال طوس كه در استحكام و متانت آن قلعه در ولايت طوس قلعهاى ديگر نبود ، رفته ، ابو بكر جاندار را ، كه مدّتى مديد حاكم آن قلعه بود ، محاصره نمود . و چون اهالى طوس از دست جور و تعدّى ابو بكر مذكور بسيار آزردهخاطر بودند ، در اين وقت دفع آن غنيمت دانسته در مقام اعانت و امداد امير مؤيّد اىابه شدند . و چون ابو بكر جاندار ديد كه امير مؤيّد اىابه در باب گرفتن قلعه او جدّ و اهتمام دارد و هيچكس امداد او نخواهد كرد ، وى در مقام ملايمت و زارى شده ، در بيستم شهر ربيع الأوّل به امان از آن قلعه فرود آمد . و امير مؤيّد فى الحال ، فرمود تا او را به زنجير مقيّد كرده نگاهداشتند و از آنجا عنان عزيمت به صوب تسخير قلعهء كرستان « 3 » ، كه والى آن را ابو بكر فاخر گفتندى ، منعطف داشت . ابو بكر فاخر به مجرّد رسيدن امير مؤيّد از قلعه پايين آمده اطاعت و انقياد نمود . و امير مؤيّد او را رعايت نمود و در سلك امراى خود منتظم گردانيد . و اين كرستان قلعهايست كه بر كوه بلند واقع است و غير از يك راه پياده [ رو ] راهى ديگر ندارد . بعد از آن امير مؤيّد فوجى از سپاه خود را به اسفراين فرستاد . و در آنوقت اسفراين را رئيس عبد الرحمان بن محمّد بن على حاج ، كه آن محمّد بن على را از كريمان خراسان مىدانستند ، [ در دست داشت ] ، امّا رئيس عبد الرحمان ، پسرش ، كمال بخل و سوءخلق داشت . القصّه ، سپاه امير مؤيّد بعد از
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . الكامل : و سكره خوى . شايد منظور و سسكر باشد ، در هفت فرسخى جرجان ( 3 ) . م : كندستان .