قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3186
تاريخ الفي ( فارسى )
و از جمله وقايع اين سال آنكه چون امير مؤيّد بهواسطهء احسان و انعام به اهالى خراسان باز در ولايت نيشابور و نواحى آن شوكت و سپاه بسيار بههم رسانيد ، در چهاردهم ماه ربيع الآخر به عزم قلعهء خسروجرد كه از اعمال بيهق است و از بناهاى كيخسرو ملك عجم بود - چه ، وقتى كه به جنگ افراسياب مىرفت آن قلعه را فرمود كه راست كردند - [ روانهء آن صوب شد ] و چون آن قلعه در نهايت متانت و استحكام بود ، هرچند امير مؤيّد سعى كرد ، اهالى آن قلعه در مقام ممانعت شده و جمعى كثير از سپاه امير مؤيّد را به ضرب تير هلاك كردند . آخر الأمر ، امير مؤيّد منجنيقها نصب كرده از اطراف و جوانب جنگ پيش برد . اهالى قلعه آنمقدار قوّت و قدرت كه داشتند جنگ مىكردند ، امّا عاقبت كار امير مؤيّد از يك طرف هجوم آورده بالا رفت و قلعه را جبرا و قهرا فتح نمود و اكثر اهل آن قلعه را به تيغ بىدريغ هلاك گردانيد . و نوّاب و عمّال خود را در آنجا نگاهداشت و باز به جانب نيشابور مراجعت نمود و در بيست و پنجم شهر جمادى الأوّل به شهر نيشابور درآمد و چند روز آسايش كرده در اواخر ماه جمادى الآخر به عزم تسخير هرات عنان عزيمت به آن صوب منعطف داشت . و چند روز در باب گرفتن شهر هرات جدّ و اهتمام نمود . آخر الأمر چون اهل هرات از آزوقه و آلات حرب كمى نداشتند و سپاه بسيار در آنجا جمع آمده بود ، امير مؤيّد از گرفتن آن نااميد شده بازگشت . و اين نوبت نيز بعد از اندك توقف در نيشابور متوجّه شهر كندر « 1 » كه از اعمال ترشيز است ، شد . مردى از اجامرهء ولايت خراسان كه او را « احمد خربنده » گفتندى ، به استظهار و قوّت رنود و اوباش و قطّاع الطريق به آن شهر مستولى شده خرابى و فساد بسيار مىكردند و از دست جور و ظلم آن جماعت اهل خراسان بسيار به تنگ آمده بودند . و چون آن اوباشان خبر توجّه امير مؤيّد شنيدند ، به قلعهاى كه داشتند متحصّن شده شروع در جنگ كردند . و امير مؤيّد فرمود تا به اطراف و جوانب آن قلعه عرّاده و منجنيق نصب كردند . و چون اجامره و اوباش منجنيقها ديدند مضطرب و سراسيمه شدند . و احمد خربنده چون ديد كه متابعانش بسيار مضطرب و بيدل و زبون شدند ، كس پيش امير مؤيّد فرستاده اظهار اطاعت و انقياد نمود . امير مؤيّد نيز التماس او را قبول كرده در سلك اصحاب خويش داخل كرد و به عنايات بزرگانه او را بنواخت . اما بعد از چند روز احمد خربنده باز علم عصيان و طغيان برافراشته شروع در
--> - هجرى با زه كمان خفه مىگردد . راوندى ، راحة الصدور ، ص 262 به بعد ؛ بندارى ، زبدة النصره ، ترجمهء فارسى ، 346 به بعد ؛ ابن جوزى ، مرآت الزمان ، ج 10 ، 196 . نيز ر ك : وقايع سال 546 رحلت در اين كتاب . ( 1 ) . قريهاى در حوالى نيشابور .