قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3162

تاريخ الفي ( فارسى )

ابتداى جنگ اكثر سپاه سنقر عزيزى ، خصوصا تركمانان ، از وى مفارقت نموده به امير مؤيّد ملحق شدند و سنقر عزيزى در ميان معركه غايب شد كه هيچ‌كس بعد از آن از وى خبر نداد . بنابراين بعضى مىگفتند كه او از اسب افتاده بمرد ، و بعضى بر آن بودند كه همان تركان او را كشته به امير مؤيّد پيوستند . و اللّه اعلم بحقيقة الحال . و هم در اين سال ملك نور الدّين قلعهء بعلبك را از دست ضحاك بقاعى - كه از قبل مجير الدّين ، حاكم دمشق ، بر ولايت بعلبك ايالت داشت و بعد از آنكه ملك نور الدّين محمود دمشق را از دست مجير الدّين گرفت ، ضحاك مطلقا اطاعت او نمىكرد و دم از مخالفت و استقلال مىزد و ملك نور الدّين نيز به‌واسطهء قرب وى به فرنگ و استمداد ضحّاك به ايشان ، تا اين زمان بر وى دست نيافته بود - به حيلهء تدبير گرفته در تصرّف خود آورد . و از جمله وقايع اين سال آنكه المقتضى لامر اللّه دروازهء قديم كعبه را برداشته به عوض آن دروازهء نقره كه آن را مطلّا ساخته بودند ، در آنجا نصب نمود و از دروازهء قديم جهت خود تابوت راست كرد . و در اين سال در ولايت خراسان آن‌چنان قحط شد و گرانى كه مردم تمام حيوانات را خوردند ، بلكه بعضى مردم گوشت آدميان را نيز خوردند ؛ چنانچه در نيشابور طباخى بود كه سيّدى را كشته و گوشت او را به خورد مردم داد . آخر الأمر اين معنى ظاهر شد ، و او را به سياست تمام به عوض آن سيّد علوى به قتل رسانيدند . و در اين سال در اصفهان از اكابر شافعيه محمّد بن عبد اللطيف خجندى ، كه رياست شافعيهء آن زمان به او تعلّق داشت ، وفات يافت . و در ماه ربيع الآخر اين سال از اعيان شهر نيشابور ، قاضى برهان الدّين ابو القاسم صاعدى كه در جميع فضايل و كمالات از ابناى روزگار ممتاز بود ، فوت شد .