قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3131
تاريخ الفي ( فارسى )
دررفت . » عباس به آواز بلند گفت كه « شما امير المؤمنين را كشتهايد . » « 1 » و هردو ايشان را به قتل رسانيد و الفايز بنصر اللّه ابو القاسم عيسى بن الظافر باللّه را كه در آنوقت پنج ساله بود ، بر سرير خلافت نشانده مهمّات را از پيش خود گرفت . ذكر خلافت الفائز بنصر اللّه ابو القاسم عيسى بن الظافر باللّه كه چهاردهم خليفه بود از خلفاى مصر در تاريخ ابن اثير جزرى مسطور است كه روز دويم از قتل ظافر باللّه ، عباس بن ابو الفتح ، فايز بنصر اللّه را بر دوش خود سوار كرده بيرون آورد و از مردم جهت او بيعت گرفت . و بعد از آن جميع اموال و اسباب از نفايس جواهر و آنچه در خزاين خلفاى مصر كارآمدنى بود همه را عباس برداشته به خانهء خود برد . بر ولايت مصر استيلا يافت . امّا امرا و سپاه و اعيان شهر همه در باطن با او در مقام نفاق شده درصدد آن درآمدند كه او را آنچنان به قتل رسانند كه عبرت ساير حرامنمكان تواند شد ، خصوصا اهل حرم ظافر باللّه در آن باب سعى بليغ داشتند . تا آنكه آراى ايشان بر آن قرار گرفت كه در اين باب از ملك صالح طلائع بن رزّيك ، كه والى ولايت متناة « 2 » بود ، امداد و اعانت طلبند . بنابراين ، اهل حرم به ملك صالح مذكور مكتوبات نوشتند و موىهاى خود را در آن مكتوبات پيچيده نزد او فرستادند و از آنچه عباس به ظافر باللّه و برادرانش به ظهور رسانيده بود او را اعلام نمودند و از وى مدد خواستند . و چون ملك صالح بر مضمون مكتوبات اهل حرم خليفه ظافر باللّه اطّلاع يافت ، آتش غضب او شعله زد و در ساعت به جمع سپاه امر فرمود و به استعداد تمام متوجّه مصر شد . و چون عباس خبر از توجّه ملك يافت ، پيش از آنكه او به مصر درآيد ، تمامى اموال و اسباب و خزاين را برداشته از مصر متوجّه شام شد . در اثناى راه فوجى از فرنگان بر سر او ريخته او را به قتل رسانيدند و تمامى اموال و اسباب را به تاراج بردند و پسرش نصر را اسير كرده همراه خود بردند . و ملك صالح چون به حوالى مصر رسيد ، سپاه خود را فرمود كه تمامى ، جهت تعزيت ظافر باللّه لباس سياه پوشيدند و موىهاى اهل حرم او را به نيزهها بسته به وضعى غريب كه هركه مىديد بىاختيار گريه و رقّت قلب او را حاصل مىشد [ 96 الف ] به شهر مصر درآمدند . امّا اين وضع تفألا خوب نبود ؛ چه ، لباس سياه شعار عباسيّه بود و تا آن زمان هيچ كس در ايّام دولت خلفاى علويه لباس سياه نپوشيده بودند . و لهذا بعد از اين واقعه به پانزده سال دولت علويه بالكليّه از مصر منقطع و خطبهء عبّاسيه در آن ديار خوانده شد و علمهاى سياه
--> ( 1 ) . به اسامى يوسف و جبريل . ( 2 ) . الكامل : منيهء بنى خصيب ، شهرى در شمال ايسوط .