قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3126

تاريخ الفي ( فارسى )

به قتل رسانيدند كه معلوم نبود كه اگر فرنگان غالب مىآمدند آن‌قدر كشش مىكردند ؟ القصّه ، چون اين خبر به فرنگان رسيد اين را از جمله نعم غيرمتوقعه دانسته فى الحال بازگشته بر شهر هجوم آوردند . اين نوبت از سپاه اسلام هيچ‌كس را آن‌مقدار قوّت نمانده بود كه به دفع ايشان تواند پرداخت . بنابراين ، فرنگان بر شهر عسقلان استيلا يافتند و آن جماعت بقيّة السّيف را به ياران ملحق ساختند . و از جمله وقايع اين سال آنكه المقتفى لامر اللّه عباسى ، ابو البدر « 1 » ، پسر عون الدّين بن هبيره را ، كه وزير خليفه بود ، با لشكرى انبوه بر سر مسعود بلالى ، صاحب تكريت ، كه دم از مخالفت خليفه مىزد فرستاد [ 95 الف ] و يكى از مقرّبان خود ترشك « 2 » نام را همراه ابو البدر فرستاد . اتّفاقا چون به حوالى تكريت رسيدند ميانهء ابو البدر و ترشك نزاع و خصومت به‌هم رسيد ، به سبب آنكه ترشك در گرفتن تكريت تساهل مىورزيد و مقدّمات مخلّه به‌هم مىرسانيد . بنابراين ، ابو البدر شكايتى از وى به خليفه نوشت . و خليفه به او نوشت كه « ترشك را محبوس ساخته ، روانهء بغداد كند . » و پيش از آنكه اين جواب به ابو البدر برسد ترشك بر حقيقت حال اطّلاع يافته ، كس پيش مسعود بلالى ، صاحب تكريت ، فرستاده با او متفق شد و ابو البدر را دستگير نموده به او سپرد . و چون ابو البدر گرفتار شد ، اهالى تكريت بر اردوى او ريخته شروع در قتل و غارت نمودند و از سپاه خليفه خلقى بسيار را هلاك كردند و جمعى كثير خود را به آب انداخته غرق شدند . القصّه ، بندگان ترشك اين نوع شاهكار بر خليفه زده با مسعود ، صاحب تكريت ، اتّفاق نموده و بر سر عراق رفته شروع در خرابى ولايت كردند . [ خليفه ] چون بر اين حال خبردار شد ، از بغداد لشكرى جمع آورده متوجّه دفع ايشان شد . و چون ايشان از توجّه خليفه خبر يافتند ، گريخته به تكريت درآمده شهر را مضبوط ساختند . و مدتى مديد ميانهء ايشان و خليفه محاربات واقع شد و مردم بسيار از سپاه خليفه به ضرب و تير و تفنگ كه از اندرون قلعه مىزدند ، تلف شدند . آخر الأمر ، خليفه كارى نساخته ، به جانب بغداد مراجعت نمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه چند كشتى پر از سياه فرنگ از جزيرهء صقيله برآمده به جانب شهر تنّيس « 3 » رفتند و بىخبر اهالى آن شهر ، فرنگان بر آنها ريخته غارت نمودند . و اين شهر تنيس از اعمال مصر است . و در همين سال ميانهء گرجيان ارمنيه و ميان صليق ، والى ارزن الرّوم ، محاربات بسيار واقع

--> ( 1 ) . م : ابو القدر ؛ ق ، ش : ابو المقدر . ابن هبيره . تنها دو پسر داشت به نام‌هاى ابو عبد الله محمّد و ابو الوليد مظفر . ( 2 ) . ق : تركش . ( 3 ) . در متن : تنس . تنيس جزيره‌اى در نزديكى مصر . اما تنس در غرب افريقا است . از شهرهاى ارمينيه .