قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3122

تاريخ الفي ( فارسى )

خواهان او بودند ، بنابراين خان‌محمود كس پيش وى فرستاده پيغام داد كه « اين بلاد را تسليم عمّال ايشان نموده خود به خدمت بيايد . » اىابه « 1 » از تسليم ولايت به عمّال خان‌محمود و رفتن او به ملازمت ايشان ابا و امتناع نمود . و چون خان‌محمود را قوّت مدافعت او نبود ، بالضروره جماعتى در ميان افتاده قرار به آن دادند كه هر سال اىابه خراج آن بلاد را جهت خان‌محمود مىفرستاده باشد . و اىابه اين معنى را قبول نموده ، مهمّ خود را با خان‌محمود به مصالحه گذرانيد . و اىابه در آن ولايات روزبه‌روز نافذ الحكم مىشد و مردم از روى انشراح خاطر و رغبت اطاعت او مىكردند . و اين‌همه ، به‌واسطهء عدالت و رعيت‌پرورى او بود . و از جمله وقايعى كه در اين سال به‌واسطهء گرفتارى سلطان سنجر به دست غزان روى نمود ، يكى آن بود كه اينانج « 2 » نام ، يكى از مماليك سلطان سنجر ، در اين وقت ، با جمعى از ملازمان خود از خراسان گريخته به رى درآمد و بر آن ولايت استيلا يافته ، كس پيش سلطان محمّد بن سلطان محمود ، والى عراق ، به همدان فرستاد و اظهار اطاعت و انقياد نمود و تحف و هداياى لايقهء بسيار جهت سلطان محمّد فرستاد . سلطان محمّد نيز فرستادهء او را به عنايات پادشاهانه سرافراز ساخته ، فرمان حكومت آن ولايت را جهت او فرستاد و او را از قبل خود نايب آن بلاد كرد . تا زمان حيات سلطان محمّد شاه ، اينانج ولايت رى را داشت [ 94 الف ] و بعد از فوت سلطان محمّد شاه ، اينانج بعضى ولايات و قصبات را كه نزديك به رى بودند نيز به تصرّف خود درآورد . و شوكت او به جايى رسيد كه ده هزار سوار جرّار دو اسبه به‌هم رسانيد . و چون بعد از فوت سلطان محمّد ، سليمانشاه به عراق آمده همدان و اصفهان و غير آن هرجا را كه سلطان محمّد داشت به حوزهء تصرّف خود درآورد ، اينانج به‌واسطهء آنكه در ايّامى كه سليمانشاه در خراسان مىبود با او انس و الفت تمام داشت ، تهنيت‌گويان به ملازمت سليمانشاه رفته به اطاعت و انقياد وى درآمد و سليمانشاه آشنايى سابق را مرعى داشته در مقام تربيت و تقويت او شد و او را همچنان بر آن ولايت حاكم گردانيد . و از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه صفر ميانهء عبد المؤمن و مغاربهء اعراب كه عبارت از بنى هلال « 3 » و بنى ابتح « 4 » و بنى عدىّ و قبيلهء بنى رياح و بنى زعب « 5 » و غير ايشان از قبايل عرب در نواحى مدينهء سطيف « 6 » محاربهء عظيم واقع شد . امّا آخر الأمر ، ظفر و نصرت موحدين را بود كه

--> ( 1 ) . ق : الوند . ( 2 ) . هرسه نسخه : انباح . اين شخص در منابع اروپايى به‌صورت اختيار الدّين ايتاق ضبط شده است . - تاريخ ايران ( كيمبريج ) ، ج 5 ، ص 155 . ( 3 ) . قبيلهء بنى هلال از قيس عيلان شاخهء عامر بن صعصعه . ( 4 ) . هرسه نسخه : بنى اشج . ( 5 ) . ق : بنى رعب . ( 6 ) . هرسه نسخه : شطيف . سطيف شهرى است در كوه‌هاى كتامه ، بين تاهرت و قيروان . - ياقوت ، معجم البلدان .