قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3116

تاريخ الفي ( فارسى )

به جانب بلخ آمد . و اين ديگر در سنهء ثمان و أربعين و خمسمائه [ - 548 ] بود كه در اين جنگ سلطان گرفتار شد . و تفصيل اين مجمل بر وجهى كه در كامل التواريخ مسطور است آن است كه چون ميانهء تركان قارغلى و غزنى دايما خصومت و نزاع قايم بود و هميشه قارغلى بر غزان غلبه داشتند ، تا آنكه غزان را از وطن ايشان بيرون كردند . چون امير زنگى بن خليفه شيبانى ، والى طخارستان ، كه ميانهء او و امير قماج ، صاحب بلخ ، عداوتى تمام بود شنيد كه غزان از قارغلى هزيمت يافته از جايى كه داشتند بيرون آمدند . از ترس آنكه مبادا ايشان به حدود بلخ رفته در مقام اطاعت و انقياد امير قماج درآيند و امير قماج به استظهار ايشان بر من غالب آيد ، كس فرستاده ايشان را به ولايت خود خوانده و بزرگان ايشان را به انواع رعايت و احسان مطيع و منقاد خود گردانيد . در اين اثنا ، در ماه شوّال سنهء سبع و اربعين و خمسمائه [ - 547 ] هجرى ميانهء منگلى تكين بن يرنقش - كه از نوكران امير يمين الدّين سنقر عزيزى « 1 » بود كه از امراى كبار سلطان سنجر بود و ميانهء امير برغش خادم كه از نوكران امير يرنقش هروى « 2 » كه وى نيز از اعاظم امراى سلطان سنجر بود ، جنگ عظيم واقع شد . منگلى تكين در آن معركه شكست يافت ، به صاحب خود يمين الدّين سنقر عزيزى پيوست . اين معنى بر يمين الدّين بسيار دشوار آمد و آزردگى بسيار از امير مؤيّد هروى به‌هم رسانيده منتظر فرصت مىبود . تا آنكه در اواخر اين سال به سعى امير مؤيّد هروى سلطان سنجر به قصد تأديب غزان متوجّه منازل ايشان شد . بعد از تسويهء صفوف محاربه ، امير يمين الدّين سنقر عزيزى به‌واسطهء كدورتى كه با امير مؤيد داشت ترك محاربه نموده روى به گريز نهاد . و اين حركت باعث هزيمت سپاه سلطان سنجر شد . بنابراين ، سلطان سنجر شكست يافته به بلخ درآمد . و چون صاحب ولايت طخارستان ، امير زنگى بن خليفه شيبانى اين خبر شنيد ، در ساعت به تقويت و استظهار غزان لشكرى عظيم برداشته به قصد محاربهء امير قماج ، والى بلخ ، كه ميانهء ايشان عداوت قديم بود ، متوجّه بلخ شد . امير قماج چون خبر توجّه امير [ 92 ب ] زنگى را شنيد ، دانست كه اين جرئت او به‌واسطهء غزان بوده . و او عادت غزان را كه بىوفايى باشد ، بسيار خوب مىدانست و مكرّر اين معنى را مشاهده كرده بود . فى الحال ، يكى از مردم عاقل را در خفيه نزد غزان فرستاده ايشان را به ولايات و وعدهء انعامات فريفته ، قرار به آن داد كه در محلّى كه امير زنگى در مقابل او آمده صفوف سپاه بيارايد ، ايشان او را گذاشته به جانب امير قماج روند .

--> ( 1 ) . م : غزنوى . ( 2 ) . در متن : برقش هروى . در نسخهء بدل راحة الصدور نيز يرنقش هريوه آمده است . - رجوع شود به پاورقى 2 ، ص 3112 كتاب .