قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3075
تاريخ الفي ( فارسى )
انّب « 1 » شد ، كه آن نيز از قلاع مستحكم آن ديار بود . و چون برنس بر حقيقت حال اطّلاع يافت ، از اطراف و جوانب حكام فرنگ را طلب داشته با لشكرى فراوان متوجّه جنگ نور الدّين محمود شد . بعد از ملاقات هردو طايفه ، آتش قتال و جدال ميانهء ايشان مشتعل شد . نور الدّين محمود در اين معركه خود مباشر حرب شده داد مردى و مردانگى داد . و به سعى و اهتمام آن پادشاه ذىجاه كفّار فرنگ چون از مقاومت عاجز آمدند و برنس ، صاحب انطاكيه ، به قتل رسيده ، روى به گريز نهادند . چندان غنايم از اموال و جواهر نفيسه در دست سپاه نور الدّين محمود افتاد كه محاسب هم از شمارهء آن عاجز بود . و جمعى كثير از بزرگان فرنگ اسير و دستگير شدند . و بعد از قتل برنس ، صاحب انطاكيه ، كه يكى از جبابرهء فرنگ بود ، زنش بهواسطهء آنكه پسر برنس ، بيموند « 2 » ، بسيار كودك بود ، بانراس « 3 » فرنگى را ، كه او نيز از عظماى نصارا بود ، شوهر گرفت تا ولايت از دست پسر برنس بيرون نرود و بيموند را در حكومت تربيت يابد . امّا نور الدّين محمود بعد از فتح آن ، باز نوبت ديگر به سر انطاكيه رفت و بانراس را اسير كرده به حلب آورد و بيموند در حكومت ولايت پدرش استقلال پيدا كرد . « 4 » و تفصيل اين وقايع در تواريخ مغاربه خصوصا طبقات الأمم قاضى صاعد - كه در وقت تأليف [ 83 الف ] اين كتاب در نظر نبود ، مسطور است . و از جمله وقايع اين سال آنكه ميانهء رجار ، صاحب صقليه ، و قيصر روم ، صاحب قسطنطنيه ، محاربات و مخاصمات بسيار واقع شد و نزاع ميان ايشان به جايى رسيد كه از ديار و بلاد اسلام فراموش كرده با يكدگر چند سال نزاع و جدال مىكردند . در اكثر آن جنگها رجار ، صاحب صقليه ، غالب بود ، چنانچه غرابهاى رجار به خليج قسطنطنيه درآمده چند كشتى از روم گرفتند كه جمعى كثير از بزرگان روم در آن كشتى بودند و نوبت ديگر پاى قصر قيصر روم رفته چند طاق آن قصر را به ضرب توپ خراب ساختند . و در تاريخ ابن اثير جزرى مسطور است كه اينهمه غلبهء رجار ، صاحب صقليه ، بهواسطهء سعى و اهتمام وزير او جرجى بود كه قبل از اين ، امير حسن بن علىّ بن يحيى بن تميم را از افريقيّه بيرون كرده تمام افريقيّه را به تصرّف خود درآورده بود . و لهذا بعد از فتح بعضى از ولايات روم چون جرجى بيمار شد و امراض مختلفه مثل بواسير و سنگ مثانه بر وى ظاهر
--> ( 1 ) . در متن : « ثابت » آمده است . تصحيح براساس الكامل . انّب قلعهاى از توابع عزاز در حدود حلب . - ياقوت ، معجم البلدان . ( 2 ) . ق : نيمند ؛ ش : نيمن . الكامل : بيمند . ( 3 ) . الكامل : برنس . ( 4 ) . شاعران ، نور الدّين محمود را بهخاطر اين پيروزىها مدحها گفتند . از جمله قيسرانى بود كه قصيدهاى گفت در مدح او به اين مطلع : هذى العزائم لا ما تدّعى القضب * و ذى المكارم لا ما قالت الكتب