قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2312

تاريخ الفي ( فارسى )

براى [ 273 الف ] رئيس الرؤسا پنج هزار دينار و پنجاه قطعه قماش ، و همچنين از براى هر يكى از مقرّبان خليفه چيزى كه لايق حال او بود فرستاد . و در اين سال ، خليفه المستنصر باللّه علوى وزير خود ، أبى محمّد بن الحسن بن عبد الرحمن بارورى ، را مصادره نموده سه هزار هزار دينار از وى تحصيل نمود و هشتاد نفر از نوّاب و عمّال او را مصادره نموده از هر يكى مبلغى عظيم گرفتند . و در اين سال ، از اعيانى كه وفات يافتند يكى ابو العلاى معرّى شاعر بود . اين معرّى به الحاد و زندقه مشهور است و تصانيف بسيار دارد . و او با وجود آنكه چشمهايش در سنّ هفت سالگى به مرض جدرىّ « 1 » كور شده بود ، آنچنان ذكا و فطانت داشت كه آن عيب ناديده انگاشته مىشد . و از وى چيزها نقل مىكنند كه قبول آن هرچند از جملهء محالات است ، امّا نسبت به ذكاى او كرده ناقلان را معذور مىتوان داشت . يكى از آن جمله ، آن است كه مىگويند روزى درمى چند در ته سرير او نهاده بودند ؛ او گفت كه امروز عجب حالتى است كه يا آسمان به مقدار عرض درم‌درم پايين آمده يا زمين به آن مقدار بالا رفته . القصّه ، او را در اوايل جوانى با بعضى از رهبانان نصارى اتّفاق صحبت افتاد و از صحبت ايشان الحاد و زندقه كسب نموده هميشه در مقام اعتراض و بىادبى نسبت به شريعت سيّد انبياء ، صلّى اللّه عليه و آله ، مىبود و رياضت رهبانيت او به مرتبه‌اى رسيده بود كه مدّت چهل و پنج سال حيوانى و حيوان نيز نخورده بود و از منزل خود بيرون نيامده بود و اكثر خوراك او عدس و انجير مىبود و گاهى نباتات ديگر را نيز قوت مىساخت . امّا در اين مدّت چهل و پنج سال ، مطلقا حيوانى حتّى تخم‌مرغ نيز نخورده بود و كلمات كفرآيين و اعتراضات نامناسب او بر شرع خاتم النّبيين از وى شيوع گرفت . علماى شريعت خون او را هدر دانسته فتوى به قتل او داده بودند و او بنابراين ، از ترس اهل شرع گريخته مدّت چهل و پنج سال از صومعهء رياضت بيرون نيامد . و از جمله امورى كه دالّ است بر صدق اين ، كتابى است كه او تصنيف كرده و او را الفصول و الغايات « 2 » فى معارضة السّور و الآيات نام نهاده . و اگرچه بر صاحب أدنىفطرت به ادنى تأمّل در آن كتاب از ركاكت عبارات بىمعنى او ظاهرى مىشود كه حقّ ، سبحانه و تعالى ، همچنانكه بصر ظاهرى آن شخص را ، كه أفضل نعم الهى است ، از وى گرفته بصيرت باطنى او را نيز از وى سلب نموده و قصايدى كه در باب ردّ و طعن در شريعت غرّا و ملّت بيضا و تحليل محرمات و تحريم محللّات گفته در تواريخ عرب مشهور و معروف است و ايراد آن مناسب مقام نيست .

--> ( 1 ) . جدرىّ : آبله . ( 2 ) . هر سه نسخه : فصول و نهايات .