قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2229
تاريخ الفي ( فارسى )
[ جلد چهارم ] ذكر وقايع سال چهار صد و بيست و پنجم از رحلت خير البشر در اين سال ، علاء الدّوله ابو جعفر بن كاكويه وفات يافت و پسرش ظهير الدّين ابو منصور [ منصور ] در اصفهان قائممقام او گشت و تمامى سپاه و اركان دولت با او بيعت كردند . امّا برادران ظهير الدّين ، ابو كاليجار و گرشاسف « 1 » با او در مقام منازعت و مخاصمت شده ميانهء ايشان محاربات واقع شد . آخر الأمر ، گرشاسف به نهاوند رفت و آن حدود را متصرّف شد . و از جمله وقايع اين سال آنكه ، چون ابو منصور به جاى پدر خود علاء الدّوله قرار گرفت ، كس پيش كوتوال « 2 » قلعهء نطنز « 3 » فرستاده خزانهء پدر خود كه در آن قلعه مىبود طلب داشت . كوتوال نطنز در مخالفت درآمده به محافظت مشغول شد و خزانهء علاء الدوله را از براى ظهير الدّين ابو منصور نفرستاد . چون ابو منصور بر اين حال اطلاع يافت برادر كوچك او ، ابو حرب ، متوجّه قلعهء نظر گشت . چون به پاى آن قلعه رسيدند ابو حرب برادر خود را غافل ساخته خود را به قلعه رسانيد و به اتّفاق كوتوال در مقام محاربه و مقاتلهء ابو منصور شدند . ابو منصور در محاصرهء ايشان سعى و اهتمام بسيار نموده كار به جايى رسانيد كه ايشان به واسطهء قلّت آذوقه مضطر شدند و چون مهمّ ايشان به اضطرار رسيد از قلعه ، كس نزد تركمانان سلجوقيّه ، كه در رى مىبودند ، فرستاده اظهار اطاعت و انقياد طغرل بيگ نموده در دفع ابو منصور از ايشان معاونت خواستند . بنابراين ، امراى سلجوقيّه جمعى كثير از تركمانان را به امداد ابو حرب روانهء نطنز گردانيدند . چون ابو منصور بر اين حال اطلاع يافت از پاى قلعه كوچ
--> ( 1 ) . به قطع يقين حرف « و » بين « ابو كاليجار » و « گرشاسف » اضافه است ؛ چراكه ، ابو كاليجار گرشاسف نام پسر بزرگ علاء الدّوله است و نام پسر دوّم علاء الدّوله « ابو الحرب » است . ( 2 ) . كوتوال : نگهبان قلعه ، دژبان . - و . ( 3 ) . م : نظر ؛ ق : نطز ؛ ش : نطر .