قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2309

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و سى و نهم از رحلت خير البشر در اين سال ، آنچنان قحط و غلا در عالم انتشار يافت كه اكثر مردم بر سر گوشت مردار جنگ كرده كشته مىشدند و چون ميّت نيز كميافت بود بعضى فرزندان خود را مىخوردند . و امتداد قحط و گرانى منجر به و با شد و آنچنان وبايى شامل اطراف و اكناف عالم گشت كه در بخارا ، و العهدة على الرّاوى ، در يك روز هيجده هزار آدمى مردند . همچنين در آذربايجان و اهواز و واسط و كوفه و اكثر عراق عرب در عجم و خراسان آن مقدار مردم مردند كه بازار و كوچهء اين شهرها همه خالى مانده . و و با از كثرت موتى بود و تعفّن آن‌چه ! هيچ‌كس را قدرت دفن كردن كسى نبود ، بلكه از گرسنگى ، مرده‌هاى وبايى را مىخوردند و در ساعت اكل هم چون ماكول مأكول ديگرى مىشد . القصّه ، قهر الهى بر عصاة عباد « 1 » بر مردم چنان ظاهر شد كه مردم آن سال را به طوفان و و با تعبير مىنمودند . و در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه در اواخر اين سال ، مكتوبى از بخارا به بغداد رسيد كه مضمونش آن بود كه : از ابتداى ظهور و با در اين بلده و نواحى تا زمان كتابت اين مكتوب عدد كسانى كه به و با از دنيا رفته‌اند به هزار و هزار و ششصد هزار و پنجاه هزار رسيده و هنوز بقيّهء غير محسوسى كه مانده‌اند به همان بلا گرفتارند . نعوذ باللّه من قهر اللّه « 2 » . و از عجايب وباى آن سال ، آن است كه آدمى صحيح و سالم و نشسته به كارى يا به حرفى مشغول بود كه به يك ناگاه از درد دل مىناليد و يك قطره خون سياه از دهن او بيرون مىآمد و به مجرّد بيرون آمدن آن قطره خون آن كس از هم مىگذشت . و نيز در تاريخ ابن كثير شامى

--> ( 1 ) . عصاة عباد : بندگان گناهكار . - و . ( 2 ) . پناه بر خدا از خشم خداوند . - و .