قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2974
تاريخ الفي ( فارسى )
حربى « 1 » تعلّق به امير عماد الدّين زنگى دارد ، و در القاب امير نيز اضافه فرمود . و از براى من نيز مبلغى گرانمند عنايت فرمود . و من در همان مجلس از قبل امير عماد الدّين اتابك زنگى بيعت كرده به عزّت هرچه تمامتر به جانب موصل مراجعت نمودم . و بعد از مراجعت قاضى كمال الدّين شهرزورى در ماه رجب سال آينده ، در موصل و بغداد و بلاد جزيره ، خطبه به نام مقتفى لامر اللّه خواندند . و از جمله وقايع اين سال آنكه چون ملك داود به جانب آذربايجان رفت و سلطان مسعود در حكومت عراق استقلال و استيلا يافت ، امير قراسنقر را با لشكرى بسيار به جنگ ملك داود فرستاد . امير قراسنقر در حوالى مراغه به ملك داود رسيد و ميانهء ايشان جنگى عظيم واقع شد . ملك داود طاقت مقاومت نياورده از معركهء قراسنقر روى بتافت و عنان عزيمت به صوب خوزستان منعطف داشت . قراسنقر در آذربايجان بر سرير حكومت قرار گرفت . چون ملك داود به خوزستان رسيد ، از اطراف و جوانب تركمانان بر وى جمع شده زياده از ده هزار سوار به هم رسانيده متوجّه تستر گشت و آن شهر را محاصره نمود . در اين وقت عمّش سلجوقشاه ، كه در واسط مىبود و تستر و خوزستان تعلّق به او داشت ، چون بر اين حال اطّلاع يافت ، كس به بغداد نزد برادر خود ، مسعود ، فرستاد و از وى در دفع ملك داود مدد طلبيد . سلطان مسعود لشكرى انبوه به مدد او فرستاد ، و سلجوقشاه با سپاه بسيار متوجّه جنگ ملك داود گشت . در ظاهر شهر تستر ، ميانهء عمّ و برادرزاده ، آتش جدال و قتال بالا گرفت و از جانبين دليران شيرشكار آثار مردى و مردانگى به ظهور رسانيدند . آخر الأمر ، ظفر و نصرت بر پرچم علم ملك داود وزيد و سلجوقشاه راه هزيمت يافته به جانب واسط مراجعت نمود . و شهر تستر را ملك داود به تصرّف خود درآورد . و در اين سال ، سلطان مسعود وزير خود ، انوشيروان بن خالد ، را از وزارت عزل نمود ، و خواجه كمال الدّين ابو البركات بن سلمه خراسانى « 2 » را به آن منصب عظيم القدر سرافراز ساخت . « 3 » و در اين سال از مشايخ صوفيه كه به كرامات و مقامات بسيار اشتهار داشت ، ابو عبد اللّه محمّد بن حمّويه جوينى وفات يافت . و از كبار محدّثين ابو عبد اللّه محمّد بن فضل بن احمد
--> ( 1 ) . هر سه نسخه : غربى . حربى نام شهركى بين بغداد و تكريت ، با فاصلهاى از دجيل . - منبع پيشين . ( 2 ) . الكامل : درگزينى . ( 3 ) . شرف الدّين انوشيروان بن خالد كاشانى از رجال دانشمند عصر سلجوقى است كه در تواضع و فروتنى ضرب المثل بود . كتاب نفثة المصدور از نوشتههاى اوست و امام ابو القاسم حريرى رسالهء مقامات ، خود را به نام او تصنيف كرده است .