قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2291

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و سى و پنجم از رحلت خير البشر در اين سال ، جماعتى از علماى معتزله در مجلس طغرل بيگ چيزى چند از مسائلى كه ابو الحسن اشعرى بر آن رفته و عقول سليمه از قبول آن ابا و امتناع مىنمودند ، مثل تجويز او ديدن بويها و طعمها را و تجويز نمودن آن را كه كورى در اندلس تواند بود كه پشّه‌اى كه در چين است به باصرهء معدوم احساس نمايد و امثال آن بسيارى از مسائل نقل كرده ، مزاج طغرل بيگ سلجوقى را از وى به نوعى منحرف ساختند كه طغرل بيگ امر به بيعت او نمود « 1 » . و چون اين امر اشتهار گرفت ، جمعى از علماى اشعريّه اتّفاق نموده درصدد تكفير مخالفين خود درآمده در اين باب رسائل و كتب تصنيف كردند . از جمله علماى اشعريّه ، ابو القاسم عبد الكريم بن هوازن قشيرى رساله‌اى مسمّى به شكايت اهل ألسنه در اين باب نوشته و در باب تكفير غير اشعريّه مبالغه نمود « 2 » . و چون طغرل بيگ ، او را طلب داشته از حقيقت اقوالى كه از اشعرى نقل مىنمودند استفسار نمود ، او با وجود شهرت و شيوع آن مسائل در كتب آن طايفه ، پردهء وقاحت بر روى كشيده انكار مطلق نمود . و جمعى ديگر در مقام تأويل كه به مقتضاى و لن يصلح العطّار ما

--> ( 1 ) . اندكى پس از تسلّط طغرل سلجوقى بر نيشابور ، مقرّر گرديد كه بر منابر خراسان هنگام خواندن خطبه ، شيعيان را لعن كنند . به دنبال اين دستور ، عميد الملك ابو نصر كندرى ، وزير طغرل بيگ كه حنفى سرسختى بود ، لعن اشاعره را نيز كه تمايل به پيروى از فقه شيعه داشتند ، بر آن افزود ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 5 ، ص 52 ؛ امّا بنا به تصريح بندارى ، كندرى بعدها از افراط در جانبدارى مذهب حنفى دورى جست و درصدد بود تا ميان حنفيان و شافعيان را آشتى دهد ؛ - زبدة النصر ، ترجمهء فارسى ، ص 36 . ( 2 ) . از ديگر علماى اشعريّه ، ابو المعالى جوينى نيز همراه قشيرى از ترس طغرل بيگ به حجاز گريختند ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 5 ، ص 52 .