قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2915
تاريخ الفي ( فارسى )
رود . تاج الملوك به پسر خود ، سونچنام ، كه والى شهر حمات بود ، نوشت كه او با لشكرى كه دارد با امير عماد الدّين در اين سفر همراه باشد و در جهاد كفّار مساعى جميله به ظهور رساند . سونچ به فرمودهء پدر از شهر حمات بيرون آمده به اردوى امير عماد الدّين پيوست و امير عماد الدّين نيز مقدم او را عزيز دانسته بسيار او را به تعظيم و تكريم پيش آمد . امّا بعد از چند روز ، به اشارهء قرجان بن قراجه ، كه والى حمص بود و همراه امير عماد الدّين بود ، سونچ ، پسر تاج الملوك ، را با جمعى از امرا كه همراه او بودند گرفته در بند كرد و خيمههاى او را غارت نمود . قبل از آنكه اين خبر به دمشق رسد ايلغار نموده شهر حمات را كه از سپاه خالى بود متصرّف شد ؛ و نوّاب و عمّال خود را در آن شهر نصب نموده عنان عزيمت به صوب شهر حمص منعطف داشت و قرجان بن قراجه « 1 » را ، كه باعث گرفتارى سونچ ، پسر تاج الملوك بود ، نيز گرفته محبوس گردانيد و به او گفت كه اگر زندگانى خود مىخواهى بر پسر خود بنويس كه او شهر حمص را تسليم ما نمايد . قرجان هرچند به پسر خود و امرايى كه در آن شهر بودند نوشت كه شهر را تسليم امير عماد الدّين نمايند ، ايشان مطلقا گوش به سخن او نكردند و شهر حمص را مضبوط ساخته در مقام ممانعت و مدافعت درآمدند . امير عماد الدّين مدّتى مديد آن شهر را محاصره داشت ، آخر الامر ، چون از گرفتن آن مأيوس و نااميد شد ، بازگشته به جانب موصل رفت [ 47 الف ] و تاج الملوك بعد از ارسال رسل و رسايل ، مبلغ پنجاه هزار دينار داده ، پسر خود را با امرايى كه همراه او بودند از بند او خلاص نمود . و از جملهء وقايع اين سال آنكه سميد « 2 » فرنگى صاحب انطاكيه قلعهء قدموس را از دست مسلمانان انتزاع نموده ، در حوزهء تصرّف خود درآورد . و هم در اين سال عبد اللطيف خجندى كه از اكابر علماى شافعيه بود در اصفهان بر دست اسماعيليه به قتل رسيد . و [ امام ] ابو الفتح اسعد بن ابو نصر بن ميهنى كه مدرّس مدرسهء نظاميه بود و از اعاظم فقهاى شافعيه ، در اين سال وفات يافت . وى شاگرد ابو المظفّر سمعانى بود و نزد خليفه و سلطان اعتبارى تمام داشت و در نظر عامهء خلايق بسيار معتبر و مطاع بود و در « خلاقيات » « 3 » سرآمد اهل روزگار بود .
--> ( 1 ) . ق : خبر خان قراجه . ( 2 ) . الكامل : بيمند . ( 3 ) . اصطلاحى در تاريخ فقه . علم خلاف ميان آراء مذاهب مختلف .