قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2891

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و دهم از رحلت خير البشر در اوايل اين سال ابن ردمير « 1 » فرنگى ، صاحب اندلس ، لشكرى بسيار آراسته شروع در تاخت و تاراج ديار اسلام كرد تا به قرطبه رسيد . بنابراين ، حكّام اسلام جمعيّت كرده متوجّه دفع او شدند . ابن ردمير چون خود را از طاقت مقاومت ايشان عاجز ديد ، ناچار به قلعهء ارنيسول « 2 » - كه از مشاهير قلاع او بود - متحصّن شد و مسلمانان ، در دور از در آمده ، او را محاصره نمودند . اتّفاقا ، بعد از دو سه روز ابن ردمير به يك بار از آن قلعه درآمده خود را بر سپاه مسلمانان كه همه غافل و بىاستعداد از روى فراغت خاطر ، هر يكى در خيمهء خود به خواب بودند ، ريخته اكثر ايشان را به قتل رسانيد و غنايم بسيار گرفته به جانب ولايت خود رفت . و در اين سال ابو نصر احمد بن فضل ، وزير سلطان سنجر ، در باب استيصال اسماعيليه جدّ و جهد تمام ورزيده لشكرها فرستاد ، كه آن طايفه را هرجا كه يابند به قتل رسانند . پس طايفه‌اى از سپاه سلطان سنجر به طريثيث « 3 » كه محلّ اجتماع اسماعيليه بود فرستاد و فوجى ديگر به جانب قصبهء طرز ، كه از اعمال سبزوار بود و جميع اهالى آن قصبه مذهب اسماعيليه داشتند و مقدم ايشان را حسن بن سمين گفتندى ، فرستاد . القصّه ، سپاه سلطان سنجر اهالى اين دو موضع را قتل‌عام نمودند و حسن بن سمين گريخته بالاى منار رفت و از بالاى منار خود را به زمين انداخت ، كه درساعت به ياران خود پيوست و به دار بقا رفت . و هم در اين سال اسماعيليه قلعهء بانياس « 4 » را گرفته به حوزهء تصرّف خود درآوردند .

--> ( 1 ) . م : دزمير ؛ ق : ردمين - ( رجوع شود به پاورقى 2 ، صفحهء 2857 ) . ( 2 ) . ق : ارسول . ( 3 ) . طريثيث : مجموع قرايى از اعمال نيشابور كه طريثيث قصبهء آنجاست . - لغت‌نامهء دهخدا . ( 4 ) . بانياس قلعه و شهرى است در نزديكى دمشق در كنار عين سلوان - ( مجير الدين حنبلى ، الانسل الجليل ، 408 ؛ دمشقى و انصارى ، نخبة الدهر ، 200 ) .