قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2877
تاريخ الفي ( فارسى )
فرصت يافته به عرض سلطان رسانيدند كه « شمس الملك با وجود قلّت عقل و بيمايگى در علم ، مطلقا به مصالح امور ملكى نمىرسد . » و سلطان از اين جهت از وى بسيار رنجيده بود كه در اين اثنا ، شهاب ابو المحاسن وزير سلطان سنجر ، كه برادرزادهء نظام الملك بود ، در خراسان فوت شد و وزارت سلطان سنجر به ابو طاهر قمى « 1 » - كه ميانهء او و سلسلهء نظام الملكيّه دشمنى قديم بود - قرار گرفت . و چون ابو طاهر قمى وزير شد ، چندان خبث شمس الملك بن نظام الملك نزد سلطان سنجر كرد كه او نزد سلطان محمود فرستاده و پيغام داد كه « مناسب آن است كه تو شمس الملك را از وزارت خود معزول سازى . » چون اين پيغام به وى رسيد و پيشتر نيز از وى آزردگى تمام داشت ، فى الحال ، او را گرفته به دست طغايرك « 2 » والى خلخال سپرد و طغايرك او را به خلخال برد و حبس كرد . در اين اثنا ، ابو نصر مستوفى ، كه ملقّب به عزيز بود ، به واسطهء عداوت قديمى كه با شمس الملك داشت ، به عرض رسانيد كه « زنده داشتن شمس الملك هيچ مصلحت نيست ، كه عنقريب ، سلطان سنجر او را از شما مىطلبد . و چون او نزد سلطان سنجر برود ، چون مدتى وزير شما بود و الحال آزردهخاطر است يقين ، كه در مقام انتقام شده ، شروع در گفتن چيزهاى نالايق خواهد كرد . و اين معنى موجب رنجش شما با سلطان سنجر خواهد شد . » القصّه ، دشمنان چندان دربارهء او گفتند كه سلطان محمود حكم به قتل او كرد و دويم جمادى الآخر او را به قتل رسانيد . و چون اين خبر به مسترشد رسيد او نيز فى الحال ، برادر شمس الملك ، نظام الملك احمد ، را از وزارت خود عزل نمود « 3 » و جلال الدين ابو علىّ بن صدقه را به آن منصب سرافراز گردانيد . و در اين سال ، طايفهاى از لواته « 4 » عرب جمعيت نموده ؛ به ديار مصر آمده ؛ دست نهب و تاراج دراز كردند ؛ و بسيار خرابى و فساد در آن ولايت از آن جماعت صادر شد . بنابراين ، مأمون بن بطائحى - كه بعد از فوت امير افضل ، امير الامراى خليفه علوى الأمر بأحكام اللّه به او تعلّق گرفته بود - جمعيت نموده بر سر مغاربه رفت و اكثر ايشان را به قتل رسانيد و جمعى
--> ( 1 ) . شرف الدّين ابو طاهر سعد بن علىّ بن عيسى قمى وجيه الملك كه از محرّم 515 تا محرّم 516 وزير سنجر بود . وى قبل از اين سمت وزارت تاج الدّوله خاتون سفريّه مادر سلطان سنجر را داشت . ( 2 ) . م : طغان ترك ؛ ق ، ش : طغات برك . ( 3 ) . وى پس از اين واقعه ديگر گرد امور دولتى نگشته ، چه ، با اينكه مدتها حيات داشته ، ديگر اسمى از او در وقايع تاريخى سنين بعد ديده نمىشود . وفات او را به سال 544 ه . ق نوشتهاند . - وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى ، ص 170 . ( 4 ) . در متن به صورت كوانه آمده است . لواته شهرى در اندلس در نزديكى قرطبه است - ( ياقوت ، معجم البلدان ، ذيل نام )