قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2861

تاريخ الفي ( فارسى )

است كه در ديار مصر به منزلهء قفيز « 1 » است و در عراق غلّه را به آن پيمانه كنند ؛ و هفتاد هزار جامهء ديباى اطلس ؛ و بار سى شتر حقّه‌هاى طلا كه به جواهر مرصّع شده بود ، و به روايتى ، مرصّع به جواهرى كه يك دانه از جواهر آن دوات « 2 » را به دوازده هزار دينار قيمت كرده بودند ؛ و صد ميخ طلا ، كه وزن هر ميخى صد مثقال بود ، و اين ميخها را در ده مجلس كه او مىنشست كوفته بودند و بر سر هر ميخى يك منديلى از لباس‌هاى خاصه او آويخته بود ؛ و پانصد صندوق پر از لباس پوشش او بيرون آمد ؛ و شمار اسبان و غلامان او را به قلم نتوانستند آورد ؛ حاصل گاو و گاوميش و گوسفندان او هر ساله سى هزار دينار بود ؛ و از « 3 » صندوق بزرگ پر از اسباب عورات و پيرايه‌هاى ايشان بيرون آمد . القصّه ، تمامى اين اموال و اسباب را خليفه مستعلى « 4 » باللّه متصرّف شد ؛ و جاى او را به ابى عبد اللّه بطائحى ارزانى داشت و او را به « مأمون » ملقّب گردانيد . و از جمله وقايع اين سال آنكه سليمان پسر امير ايلغازى ، به واسطهء فريب بعضى فتنه‌انگيز ، بر پدر خود ياغى شد و شهر حلب را مستحكم ساخته در مقام مخالفت پدر خود درآمد . چون اين خبر به امير ايلغازى رسيد ، از ماردين آن‌چنان به جانب حلب ايلغار نموده بود كه مطلقا سليمان خبر نشد ، كه امير ايلغازى در مجلس شراب ايشان حاضر شد . سليمان را چون نظر بر پدرش افتاد ، از جاى برخاسته در مقام عذرخواهى درآمد . و امير ايلغازى او را نگاه داشت « 5 » و فرمود تا جمعى را كه باعث و بانى اين فتنه بودند به سياست رسانند . و از آن جمله يكى امير ناصر بود كه امير ايلغازى او را در وقتى كه پنج شش ماهه بود از كوچه يافته تربيت نمود و او را پسر خود مىخواند . او را در اين محل فرمود كه زبانش را از بيخ بريدند و هر دو چشمهاى او را بيرون آوردند . همچنين ، مردى ديگر از اهل حمات كه امير ايلغازى او را تربيت نموده بود و به جايى رسيده بود كه از نيابت خود حكومت حلب را به او داده بود . و او را نيز هر دو دست و پايش بريدند و چشمايش را از كاسه بيرون كردند و همانجا گذاشتند تا جان به قابض ارواح سپرد . و پسرش سليمان را ، كه در آن وقت در سنّ بيست سالگى بود ، نيز مىخواست كه به سياست هرچه تمامتر بكشد ، كه مهر پدرى به حركت درآمد و از سر كشتن او درگذشت . آخر الأمر ، آن پسر گريخته نزد اتابك طغتكين به دمشق رفت . و اتابك طغتكين هرچند كه از امير ايلغازى طلب عفو گناه او نمود ، اصلا معرض قبول نيافت . و امير ايلغازى حلب را به برادرزادهء خود ، كه او را نيز سليمان بن عبد الجبار گفتندى ، داده به جانب ماردين بازگشت .

--> ( 1 ) . پيمانه‌اى به مقدار 96 رطل . ( 2 ) . قلمدان ( 3 ) . در متن به جاى از ، " در " آمده است . ( 4 ) . در متن به خط " مستعين " آمده است . ( 5 ) . در بند كرد .