قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2857

تاريخ الفي ( فارسى )

مردم اعتقاد ولايت به محمّد تومرت داشتند ، سخن او را در اين باب سند دانسته ملازمت عبد المؤمن را سرمايهء سعادت خود دانستند ؛ تا آنكه آخر الأمر ، بعد از فوت يوسف و پسرش در اندك‌روز ، زمام حكومت ولايت مغرب در قبضهء قدرت عبد المؤمن درآمد ؛ چنانچه تفاصيل اين در وقايع سنوات آينده مذكور خواهد شد ، إن شاء اللّه تعالى . اين بود مجملى از احوال محمّد تومرت . علماى مغاربه در احوال او كتب و مجلّدات پرداخته‌اند و در سياسات او علىحدّه كتابى نوشته‌اند . در تاريخ ابن خلّكان مسطور است كه در ايّام خردسالگى ، روزى عبد المؤمن نزد مادر و پدرش خوابيده بود و پدرش به صنعت خود ، كه كوزه‌گرى باشد ، مشغول بود و نيز مادرش به كارى مشغول بود كه به يك ناگاه از آسمان آوازى مثل آواز رفتن مورچه‌ها پيدا شد . چون نگاه كردند ، ديدند كه قطعه‌اى از مگس عسل به صورت ابرى از آسمان فرود آمده راست بر عبد المؤمن فرود آمد و او را آن‌چنان فروگرفت كه هيچ جزوى از اعضاى بدن او ظاهر نبود ؛ اما عبد المؤمن همچنان در خواب بود و هيچ اضطرابى و حركتى از وى ظاهر نمىشد . و لهذا مادرش از روى اضطراب و بىتابى مىخواست كه ايشان را از روى او دور كند كه پدرش منع او كرد و گفت : « بگذار تا چه شود . اگر پسر تو از افتادن ايشان اضطرابى مىداشت يا آزار مىكشيد ، البتّه حركتى مىكرد . » القصّه ، بعد از ساعتى آن قطعه مگس همچنانكه از آسمان آمده بودند همچنان بالا رفته از نظر غايب شدند . پدر عبد المؤمن چون اين حالت غريبه را مشاهده نمود ، نزد منجّمى كه در آن ولايت به دانايى و بسيارى علم شهرت داشت رفت و آن حالت را بر وى عرض نمود . آن منجّم [ 12 ب ] گفت : « اگر اين قضيّه واقعى باشد ، آن پسر پادشاه تمام مغرب‌زمين خواهد شد . » و از جمله وقايع اين سال آنكه يكى از ملوك فرنج ، كه در اندلس مغرب « 1 » مىبود و نامش ابن ردمير « 2 » بود ، با لشكرى انبوه از اندلس بيرون آمده متوجّه شهر قتنده « 3 » - كه نزديك به شهر مرسيه « 4 » كه در جانب مشرق جزيرهء اندلس واقع است - گشت و آن شهر را محاصره نموده كار بر اهالى آن شهر به تنگ آورد . و چون اين خبر به امير المسلمين يوسف بن تاشفين رسيد - كه در آن وقت در قرطبه بود - لشكرى انبوه آراسته به دفع ابن ردمير فرستاد . چون سپاه به آنجا رسيد ، ميانهء ايشان جنگى عظيم واقع شد و فرنگان بر مسلمانان غالب آمده خلقى بسيار را به

--> ( 1 ) . تركيب " اندلس مغرب " نامأنوس است . شايد : قرارگيرى اندلس در مغرب كشورهاى اسلامى . ( 2 ) . در متن به صورت " زرمير " آمده است . وى آلفونسوى اول ( حكومت 497 - 529 ه . ق ) فرزند سانچو راميرز ، پادشاه اسپانيا بود كه پس از پدر بر تخت نشست . ( 3 ) . در متن به صورت " كشنده " آمده است . در منابع اسلامى اين نام به صورت " كتنده " نيز آمده است . ( 4 ) . در متن به صورت " مرتيه " آمده است .