قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2849
تاريخ الفي ( فارسى )
و آذوقه در آن ولايت بود همه را بندگان دبيس بيشتر برده بود . پس ، سلطان محمود فرمود كه پانصد سوار در حلّه باشند و طايفهاى از سپاه در كوفه و جماعتى ديگر در واسط . القصّه ، تمامى راهها بر دبيس بستند ؛ مع هذا ، قريب به دو سال ، هرچند سعى مىكردند ، دبيس به دست نمىآمد . آخر الأمر ، قرار بر اين شد كه دبيس برادر خود ، منصور ، را به خدمت سلطان فرستد تا از سر گناه دبيس درگذرد ، و هميشه بايد كه منصور ملازم درگاه سلطان باشد . و دبيس چون از وضع خود به تنگ آمده بود ، برادر را فرستاد و خود به حلّه رفت . و در اين سال ، گرجيان و تركان دشت قبچاق اتّفاق نموده متوجّه بلاد اسلام شدند ، و در نواحى شهر تفليس ميانهء هر دو طايفه جنگ درگرفت . آخر الأمر ، بعد از جنگ و كشش بسيار ، مسلمانان روى به گريز نهادند ؛ و گرجيان ايشان را تعاقب نموده خلقى بسيار به قتل آوردند و چهار هزار نفر از مسلمانان اسير گرفته و غنايم نامحصور به دست آوردند . گرجيان بعد از شكست سپاه اسلام ، شهر تفليس را مدتى محاصره نموده آن را به ضرب شمشير آبدار به تصرف خود درآوردند و قاضى و خطيب آن شهر را به آتش انداختند و اطفال و زنان را به اسيرى بردند . و هم در اين سال ، جوسكين فرنگى ، صاحب شهر رها ، بر قبايل عرب و تركان كه در آن حدود مىبودند ريخته مردان را به قتل رسانيد و فرزندان ايشان را به اسيرى برد . ذكر مجملى از احوال محمّد بن تومرت علوى حسنى كه در اين سال ، در مغربزمين ، به دعوى مهدويه ظهور نمود ؛ و دولت او به عبد المؤمن كومى « 1 » ، كه از جملهء شاگردان او بود ، رواج گرفت . در بعضى از تواريخ معتبره ، نسبت محمّد بن تومرت [ را ] چنين آوردهاند كه « محمّد بن عبد اللّه بن عبد الرحمان بن هود بن خالد بن تمام بن عدنان بن صفوان بن سفيان بن جابر بن يحيى بن عطاء بن رياح بن يسار بن عباس بن محمّد بن حسن بن امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب » عليه السّلام « 2 » . و مولد او در جبل سوس بوده ، از اقصى بلاد مغرب « 3 » . و در ايّام جوانى ، جهت طلب علم ، به عراق عرب آمده و مدتى مديد نزد محمّد غزالى و ابو الحسن طبرانى - كه به كياهراسى اشتهار دارد - تحصيل علوم نمود ؛ و هميشه به ورع و تقوا مىزيست و در امر معروف و نهى منكر در آن ايّام به نوعى جدّ
--> ( 1 ) . در متن به صورت كوفى آمده است . تصحيح براساس متن العبر - ابن خلدون ، ج 6 ( 2 ) ص 467 . ( 2 ) . ابن خلدون نسبت وى را از عدنان به بعد چنين آورده است : . . . بن سفيان بن صفوان بن جابر بن عطاء بن رباح بن محمد . . . ( العبر ، ج 6 ( 2 ) ، ص 465 ) . براى ابن تومرت ، افزون بر اين نسب علوى ، انساب بربرى نيز در تواريخ ذكر شده است - ( منبع پيشين ) . ( 3 ) . ناحيهاى در جنوب مراكش .