قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2819
تاريخ الفي ( فارسى )
و بعد از قتل و كشش بسيار از هر دو جانب ، جوسكين طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد . « 1 » و از جمله وقايع اين سال آنكه سلطان سنجر فرمود كه امير مسكرين را ، كه از امراى بزرگ سلطان محمّد بود ، آن مقدار زمان از طعام منع كردند كه از گرسنگى بمرد . منشأ رنجش سلطان سنجر از وى آنكه بعد از فوت سلطان محمّد ، يكى از حرمهاى او را ، كه مادر سلطان مسعود بود ، قبل از اتمام عدّه تصرّف نموده به خانهء خود برد . و ديگر آنكه چون سلطان محمود ، پسر سلطان محمّد ، از عمّ خود شكست خورد ، وى ، بىرخصت سلطان محمود ، به بغداد رفته به شحنگى آن شهر قيام نمود و چندين خانهء صاحب جمعيت آن را غارت نموده و چندان ظلم و بيداد در آن شهر كرد كه زياده بر آن متصوّر نبود ؛ تا آنكه ميانهء سلطان سنجر و برادرزاده مصالحه شد و در بغداد خطبهء سنجرى خوانده شد ، بالضّروره وى از بغداد متوجّه اردوى سلطان سنجر شد . و از بعضى تواريخ چنين ظاهر مىشود كه چون اين نوبت امير مسكرين به جانب بغداد رفت ، دبيس بن صدقه « 2 » كس به بغداد فرستاد و او را مانع شد از درآمدن در بغداد ؛ بنابراين ، وى بازگشته به سلطان سنجر پيوست . به هر تقدير ، چون او به خدمت سلطان سنجر رسيد ، سلطان ، از بس كه از وى كدورت داشت ، فرمود كه هرچند من امراى سلطان محمود را عفو كردهام ، امّا اين حرامنمك را نمىگذارم . پس در ساعت اشاره كرد كه او را گرفته آن مقدار در بند نگاه داشتند كه جان داد و مردم از شرّ او خلاص شد . و از جملهء وقايع اين سال آنكه امير علىّ بن عمر ، كه حاجب سلطان محمّد بود و در دولت سلطان محمود به مرتبهاى بزرگ رسيده اتابك او شده بود ، به اشارهء سلطان محمود به قتل رسيد . باعث آنكه چون شأن و بزرگى او در زمان سلطان محمود به جايى رسيد كه تمامى سپاه در مقام اطاعت او بودند و مطلقا از سخن او در نمىگذشتند ، امراى ديگر بر وى حسد برده ميانهء او و سلطان محمود نفاقى به هم رسانيدند ، و كار به آنجا كشيد كه سلطان محمود قصد كشتن او كرد . وى بر اين حال اطّلاع يافته از پيش سلطان محمود گريخت و به قلعهء برحين « 3 » ، كه ميانهء بروجرد و كرج « 4 » بود و اهل و عيال و ذخاير او در آن قلعه بود ، رفت و از آنجا كوچ و بنهء خود را برداشته با دويست سوار به جانب خوزستان ، كه در آن وقت آن ولايت را
--> ( 1 ) . ابن اثير ذكر اين واقعه را در وقايع سال 513 ه . ق ( - ح 503 از رحلت پيامبر ( ص ) آورده است ، الكامل ، ج 10 ، ص 555 - 556 . ( 2 ) . هر سه نسخه : ديكن بن صدقه . ( 3 ) . ابن اثير نام اين قلعه را به صورت « برجين » ضبط كرده است . الكامل ، ج 10 ، ص 557 . ( 4 ) . در متن به صورت « كوخ » آمده است . تصحيح براساس ضبط ابن اثير ، پيشين و كتب جغرافيايى اسلامى .