قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2798
تاريخ الفي ( فارسى )
روز منادى كردند كه هيچكس با كسى تعدّى ننمايد و شهر حماة را تسليم قراخان نمود ؛ چرا كه ، حكم سلطان محمّد شده بود كه هر شهرى را كه فتح كنند به قراخان سپارند ؛ اگرچه اين حكم موجب شكست دلهاى امراى سلطان شد و ايشان به واسطهء اين حكم در جنگ كاهلى بسيار مىكردند . على اىّ حال در وقت توجّه امير برسق به جانب شهر حماة ، امير ايلغازى و اتابك طغدكين و شمس الخواص از حلب بيرون آمده بسرعت هرچه تمامتر به جانب أنطاكيّه رفته از وى مدد خواستند . در أثناى آنكه ايشان در مقام تهيّهء سپاه شده مىخواستند كه متوجّه دفع امير برسق شوند ، خبر رسيد كه شهر حماة را فتح كرده بعد از نهب و غارت به قراخان سپردهاند . در اين حال ، ملك بغدوبن ، صاحب بيت المقدّس ، و ساير امراى فرنگ نيز به أنطاكيّه آمده به ايشان ملحقّ شدند و روبيل ، صاحب طرابلس ، با سپاه انبوه به ايشان پيوست . و با وجود كثرت سپاهى چنين ، ايشان بعد از مشورت و مصلحت قرار به آن دادند كه جنگ كردن با سپاه اسلام مصلحت نيست ، بلكه اولى و أنسب آن است كه تا زمستان صبر كنيم كه در زمستان سپاه ايشان پراكنده خواهند شد و در آن وقت ، به اندكتوجّه ايشان را از پيش برمىداريم . القصّه ، ايشان قرار به اين معنى داده دست از جنگ بازداشتند و به جانب قلعهء افاميه رفتند و دو ماه در حدود آن قلعه اقامت نمودند . آخر الأمر ، ديدند كه زمستان رسيد و سپاه امير برسق اصلا از جاى خود حركت نمىكنند و اسباب اقامت زمستان به هم مىرسانند و خانه راست مىكنند . بنابراين ، امراى فرنگ از ايلغازى و اتابك طغدكين جدا شده به ولايت خود رفتند و ايلغازى نيز به جانب ماردين رفت و اتابك طغدكين به دمشق . چون امير برسق بر اين حال اطلاع يافت ، عنان عزيمت به جانب شهر كفرطاب « 1 » كه از شهرهاى بزرگ فرنگ بود و مردم با جمعيت و اسباب بسيار در آن شهر متوطّن مىبودند منعطف داشته كار بر اهالى شهر به تنگ آورد . و چون فرنگيان كفرطاب از خلاصى از دست اسلام نااميد شدند زن و فرزندان را به دست خود كشتند و اموال و اسباب خود را به دريا انداختند و با سپاه اسلام شروع در جنگ كرده مغلوب شدند . مسلمانان به شهر درآمده جميع فرنگيان را قتلعام كردند و از آنجا متوجّه قلعهء افاميه شدند . و چون آن قلعه را در استحكام به مرتبهاى يافتند كه گرفتن آن ممكن نبود ، بالضّروره عنان عزيمت به جانب شهر معرّة النّعمان ، كه نيز از شهرهاى فرنگ بود ، منعطف داشته آن شهر را نيز به حوزهء تصرّف خود درآوردند . از معرة النّعمان امير جيوش بيگ از امير
--> ( 1 ) . كفرطاب : شهرى است در سوريه بين معرّة و شيرز در راه حلب و حماة ؛ - المنجد ، بخش اعلام .