قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2795

تاريخ الفي ( فارسى )

عمر خيّام را به معالجهء او برده بودند . و چون عمر خيام از پيش سلطان سنجر بيرون آمده بود وزير از وى پرسيده بود كه : چون ديدى سلطان سنجر را و به چه معالجه مىفرمايى ؟ خيّام در جواب وزير گفته بود كه : عمر اين طفل در خطر است ، من ، به چه معالجهء او كنم ؟ و اين كلمه را بعينه يكى از خادمان سلطان سنجر به عرض او رسانيده ، و او در عين بيمارى از شنيدن اين كلمه بسيار متأثر شده بود . اتّفاقا ، حقّ ، سبحانه و تعالى ، او را از آن مرض شفا بخشيد . بنابراين ، هميشه تجهيل « 1 » خيام مىكرد و از شنيدن نام او بد مىبود . مشهور است كه عمر خيّام به خلال طلا ، دندان پاك مىكرد . روزى در اثناى مطالعهء الهيات شفاى شيخ ابو على همين‌كه به مبحث « وحدت و كثرت » آن كتاب رسيد ، خلال را در ميانهء آن كتاب نهاد و برخاست و متوجّه طهارت شد ، و بعد از وضو نماز ظهر ادا كرد و بعد از نماز وصيّت كرده تا نماز شام هيچ نخورد و نياشامد . بعد از اداى نماز شام و خفتن در سجده رفت و دعايى به زبان عربى خواند كه مضمون آن دعا اين بود كه : اى بار خدايا من تو را به قدر امكان خود شناختم . پس بيامرز مرا ؛ چراكه ، شناختن من تو را وسيلهء من است به سوى تو . و در همان مسجد مرغ روح او از بدنش پرواز كرد . و از بعضى تواريخ حكما معلوم مىشود كه از جمله مصنّفات خيّام رساله‌اى است در وجود و رساله‌اى در كون و تكليف و رساله‌اى مختصر در طبيعيات . و اللّه أعلم بحقايق الأمور .

--> ( 1 ) . تجهيل : كسى را به نادانى منسوب كردن . - و .