قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2790
تاريخ الفي ( فارسى )
در آن حدود از هيچيك از حاكمان دشمنى نداشت ، سپاه او در آن صحرا متفرّق و پراكنده شدند و هر يكى در مرغزارى فرود آمده به عيش و طرب اشتغال داشتند كه ناگاه قراخان قراچه « 1 » والى حمص ، بر آن حال اطلاع يافته با لشكرى آراسته خود را به آن حدود رسانيده غافل بر دايرهء امير ايلغازى ريخته بندگان ايشان را با جمعى از اعيان سپاهش دستگير نموده به حمص آورده و از روى سرعت و استعجال كس پيش سلطان محمّد فرستاده پيغام داد كه : من امير ايلغازى را به دست آوردهام . امّا از اتابك طغدكين بسيار وهم دارم ، كه چون ميانهء ايشان عهد و پيمان است كه مبادا لشكرى انبوه بر سر من فرستد و من از مقاومت او عاجزم . بنابراين ملتمس آنكه سلطان پرتو التفات بر حال اين دولتخواه انداخته لشكرى پرزور به اين جانب فرستد تا ايلغازى را به ايشان سپارم . و قبل از آنكه از جانب سلطان محمّد جهت قراخان قراچه امدادى رسد ، اتابك طغدكين با سپاه شام متوجّه حمص شده كس پيش قراخان فرستاده پيغام داد كه : اگر پيش از رسيدن من به آنجا امير ايلغازى را فرستادى فهو المراد ، و إلّا مهيّاى جنگ باش كه اينك با سپاه ، از مور و ملخ بيشتر به خدمت رسيدم . قراخان در جواب گفت كه : اگر ميل كشته شدن ايلغازى دارى قدم پيش بايد نهاد ، كه اوّل چيزى كه بعد از رسيدن تو به اين حدود به رسم ضيافت و مهمانى پيش تو فرستاده خواهد شد سر امير ايلغازى [ 335 الف ] خواهد بود . و چون اين خبر ، به ايلغازى رسيد كس خود پيش اتابك طغدكين فرستاده او را از آمدن به استخلاص خود منع نمود و در اين باب مبالغهء بسيار نمود . بنابراين ، اتابك طغدكين بازگشته به جانب دمشق رفت . و چون لشكر سلطان بسيار دير كرد ، قراخان از مردم خود متوهّم شد كه مبادا با ايلغازى و اتابك طغدكين راست آمده مرا گرفته به دست ايشان بدهند . بنابراين ، كس پيش ايلغازى فرستاد كه : من تو را از بند خلاص مىكنم ، امّا به شرط : يكى آنكه پسر خود أياز را پيش من بگذارى ، و ديگر آنكه دختر خود را به پسر من بدهى ، سيّم آنكه شرّ اتابك طغدكين را از سر من بازدارى . ايلغازى بالضّروره اين شرايط را قبول نمود و پسر خود أياز را در حمص گذاشت و دختر خود را در سلك ازدواج پسر قراخان كشيده از آن بند بيرون آمده به جانب حلب رفت و تركمان بسيار جمع آورده روى به حمص نهاد و قراخان را محاصره نمود . در اين وقت لشكر
--> ( 1 ) . ق : قراخان قراچه . الكامل : قرجان بن قراجه .