قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2276

تاريخ الفي ( فارسى )

او با هردو برادرش ، كه ابو سعد و ابو طالب است ، و جمعى قليل خود را به واسط رسانيدند و لشكرهاى فارس تمامى ولايت اهواز را در حوزهء تصرّف خود درآورده نوّاب و عمّال ابو منصور فولادستون را تعيين نمودند . و از جمله وقايع اين سال آنكه باز المستنصر باللّه علوى لشكرى عظيم به عزم تسخير حلب فرستاد . چون عساكر مصر به حوالى حلب رسيدند ، ثمال بن صالح بن مرداس از كثرت ايشان انديشيده دانست كه اين نوبت از مقاومت ايشان عاجز است . بنابراين ، مصلحت خود در آن ديد كه شهر را گذاشته به جانبى بيرون رفت و اهل مصر بىجنگ و جدل حلب را متصرّف شد . و در همين سال ، بساسيرى از انبار مراجعت نموده متوجّه بلدهء دردا ، كه سعدى بن ابو الشّول آن قلعه و خندق را مستحكم گردانيده ، شد و اموال بسيار از آن بلده به دست آورده به جانب بغداد مراجعت نمود . و از جمله امور عجيبه ، كه در اين سال به ظهور آمده ، يكى آن بود كه در ماه ذيحجّه ابرى سياه در كمال سياهى پيدا شد كه به واسطهء ظلمت آن مردم يكديگر را نمىديدند و در شب ، سياهى آن ابر آنچنان قوّت گرفت كه مردم را رعبى عظيم پيدا شد و با وجود آن در شبها از اطراف و جوانب آسمان آتش افروخته به نظر خلايق مىآمد . و اين معنى موجب اضطراب و قلق مردم شده ، شروع در تضرّع و انابه و تصدّقات كردند . تا آنكه حقّ ، سبحانه و تعالى ، بليّه « 1 » را از ايشان رفع نمود . امّا قبل از اين بادى پيدا شد كه اكثر درختان عظيم الجثّه را از بيخ بركند و بسيار خانه‌ها و عمارتهاى عظيم را برانداخت .

--> ( 1 ) . بليّه : سختى و گرفتارى ، آفت و بلا . - و .