قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2779
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و نود و ششم از رحلت خير البشر در محرّم اين سال ، امير مودود صاحب موصل با لشكرى انبوه به قصد بلاد فرنج رفته مدينهء رها را محاصره نمود و حوالى و حواشى آن شهر را غارت نمود و زراعتهاى ايشان را خراب ساخته به جانب سروج « 1 » رفت و آنجا را نيز تاخت و تاراج كرده نصارى بسيار به قتل رسانيد و فرنگيان تغافل نموده مطلقا متعرّض و مانع او نشدند . بنابراين ، سپاه اسلام مغرور شده در حوالى سروج اسبان خود را در مرغزارها گذاشتند و خود هر طايفهاى در سايهء درختى يا سايهء خيمهاى به عيش و عشرت مشغول گشتند كه به يك بار جوسكين فرنگى ، والى تلباشر ، با لشكرى آراسته بر سر ايشان ريخت . و چون سپاه اسلام به واسطهء پيادگى مضطر و حيران ماندند ، جمعى كه خود را توانستند به اسبان رسانند خلاص شدند و اكثر به قتل رسيدند و اسبان بسيار به دست سپاه جوسكين افتاد . مع هذا چون امير مودود جمعى از سپاه خود را جمع آورده مستعد حرب جوسكين شده بازگشت ، جوسكين ملتفت او نشده و آنچه از اموال و اسباب [ 334 الف ] و اسب به دست آورده بود غنيمت دانسته به جانب بلدهء سروج رفت و سپاه مودود به گرد او نتوانستند رسيد . و در اين سال ، سلطان محمّد بعد از اقامت پنج ماه از بغداد به جانب اصفهان رفت و چون به اصفهان رسيد ، زين الملك ابو سعد عتمى « 2 » را به واسطهء آنكه به سلطان رسانيده بودند كه او هميشه خبث سلطان مىكند ، گرفته به امير كامياب ، كه ميانهء او و زين الملك مذكور عداوت
--> ( 1 ) . م : سرنج . ( 2 ) . ق : ابو سعيد عتمى ؛ الكامل : ابو سعد قمى .