قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2751

تاريخ الفي ( فارسى )

را همچنان در قيد همراه خود مىگردانيد ، خلعت داده از آن بند رها كرد به شرط آنكه جميع مسلمانان را ، كه پيش او محبوس بودند ، خلاص كند و مبلغى عظيم از زر نقد به فديهء خود بدهد و به سپاه امداد چاولى نمايد . القصّه ، چون قمص تردويل از بند رهايى يافت كس خود را به قلعهء جعبر « 1 » فرستاده مردم خود را كه در آن قلعه بودند فرمود كه آن قلعه را به صاحبش سالم بن مالك تسليم كنند تا پسرخالهء او چوسكين بن جوسكين « 2 » ، كه صاحب تل‌ناشر « 3 » و يكى از شجاعان فرنگ بود و با قمص تردويل در يك معركه به بند اهل اسلام افتاده بود و خود را به بيست هزار دينار خريده خلاص شده ، به آن قلعه آمده نزد سالم بن مالك به عوض تردويل مرهون شد تا تردويل از عهدهء آنچه به چاولىسقاوو داده بيرون آيد و خود متوجّه أنطاكيّه شد . اتّفاقا ، چون جوسكين به قلعهء جعبر درآمد چاولى او را گرفت و بعد از آن مصلحت چنان ديد كه او را پيش قمص تردويل فرستد و به عوض او برادرزن قمص تردويل را نگاه دارد تا جوسكين به آنجا رفته قمص تردويل را در إطلاق بنديان مسلمانان و فرستادن مالى كه قبول نموده محصلى نمايد . بنابراين ، جمعى از سپاه خود همراه جوسكين كرده پيش قمص تردويل فرستاد و در وقت رفتن جوسكين ، چون به مدينهء منبج « 4 » رسيد ، آن شهر را نهب و غارت نمود . مردم چاولى سقاوو كه همراه او بودند اين حركت را از وى ناپسنديده بر وى انكار كردند و او را از غارت آن شهر منع نمودند و گفتند : از همين حركت معلوم مىشود كه تو با امير چاولى در مقام غدر و مكرى ، و إلّا غارت كردن اين شهر كه از ولايات اوست چه معنى دارد ؟ و جوسكين در جواب ايشان گفت كه : اين شهر از آن شما نيست . ذكر آنچه ميانهء قمص تردويل و صاحب أنطاكيّه تنكرى گذشت در الكامل التّاريخ مسطور است كه چون قمص تردويل به أنطاكيّه رسيد تنكرى صاحب أنطاكيّه زر نقد سى هزار دينار و از اسب و سلاح و جامه‌هاى نفيس بسيار جهت تردويل فرستاد . و چون در وقتى كه تردويل در بند بود تنكرى مدينهء رها را از مردم او گرفته بود ، الحا تردويل از وى مدينهء رها را مىطلبيد و او در آن باب مضايقه مىكرد . بنابراين ، تردويل به جانب تل‌ناشر ، كه

--> ( 1 ) . جعبر : قلعه‌اى است ويران بر ساحل چپ فرات وسطا . ( 2 ) . ابن أثير پسرخالهء قمص را « جوسلين » ذكر كرده است ؛ - ترجمهء الكامل ، ج 18 ، ص 81 . ( 3 ) . احتمالا تل‌باشر است كه دژى است نزديك حلب . ( 4 ) . منبج : شهر قديمى در سوريه ، واقع در شمال شرقى حلب .