قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2747
تاريخ الفي ( فارسى )
و هم در ماه شعبان اين سال ، اسپهبد « 1 » صبادوا ، كه در حين كشتن امير أياز گريخته به دمشق رفته بود ، بازگشته به خدمت سلطان آمد . سلطان او را اعزاز و اكرام نموده مدينهء رحبه را به جايگير « 2 » او عنايت فرمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه بغدوبن « 3 » ، ملك فرنگ « 4 » ، لشكرى جمع آورده به عزم تسخير مدينهء صور آمده شهر را محاصره نموده و در برابر قلعهء صور قلعهاى ديگر بنا نهاد كه مشرف بر قلعهء صور بود . و چون يك ماه از محاصره بگذشت والى بلدهء صور مبلغ هفت هزار دينار براى ملك بغدوبن فرستاده از وى التماس مصالحه نمود . ملك بغدوبن آن مبلغ را گرفته از محاصرهء آن درگذشت . و از آنجا متوجّه مدينهء صيدا شده از جميع جوانب آن شهر را محاصره نمود و برجهاى چوبين ، كه مشرف بر ديوار تواند بود ، مهيّا ساخته شروع در جنگ كرد و از طرف دريا نيز لشكر در كشتيها نشسته جنگ انداختند . در اين أثنا ، امير الامراى مصر ، چند كشتى پر از سپاه ساخته به مدد اهالى مدينهء صيدا فرستاد . آن جماعت چون به نواحى شهر رسيدند ميانهء ايشان و كشتيهاى فرنگيان جنگ درگرفت ، امّا آخر الأمر ، نسيم نصرت و ظفر بر پرچم علم اهل اسلام وزيد و فرنگيان طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهادند و اهالى شهر صيدا از شرّ ايشان فارغ شدند . و هم در اين سال ، ستارهء بزرگى پيدا شد كه دنبالههاى متعدّد داشت و چند شب بود ، [ 330 ب ] و بعد از آن غايب شد . و در بيست و دويّم شهر شعبان اين سال ، خليفه ، المستظهر باللّه ، عباسى دختر سلطان ملكشاه را به عقد نكاح خود درآورده مهر او صد هزار دينار سرخ مقرّر شد . و در مجلس عقد ، كه در شهر اصفهان منعقد شده بود ، از حدّ شمار بيرون زر نثار كردند .
--> ( 1 ) . متن : اصپهبد . - و . ( 2 ) . جايگير : پارهاى زمين كه آن را سلاطين و امرا به منصبداران و مانند آن دهند تا محصول آن را از كشت و كار هر چه پيدا شود متصرّف شوند ؛ - شاد ، آنندراج . ( 3 ) . تلفظ لاتينى نام اين پادشاه فرنگ « بودوون » ( Bavdovin ) است . ( 4 ) . متن : فرنج . - و .