قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2272
تاريخ الفي ( فارسى )
يابند ابو جعفر را از ميان برگيرند . اتّفاقا ، ابو جعفر به واسطهء عارضهء مرض نقرس از بالاخانهاى كه داشت مطلقا پايين نيامد و هميشه از غرفهء آن منزل ، خندق و صحرا در نظر مىداشت . چون ديلمى به درون قلعه درآمد ابو جعفر او را تنها به بالا طلبيد و سران سپاه او در پايين ماندند . بعد از مدتى كه ميانهء ابو جعفر و ديلمى از هرنوع سخنان گذشت و صحبت خوش برآمد ، ديلمى در اثناى صحبت داشتن به ابو جعفر گفت : ساعتى خلوت كن تا سرّى از اسرار مملكت با تو بگويم . ابو جعفر حزم را گذاشته فى الحال فرمود تا جميع خدّام او از آن قلعه بيرون رفتند ، الّا يك غلامبچّهء خردسال كه حوايج ايشان را مهيّا كردى . ديلمى چون غرفه را خالى ديد و ابو جعفر را به مرض نقرس گرفتار ، فى الحال برخاست و در بالاخانه را فروبست و خنجر كشيده ابو جعفر را هلاك [ 268 ب ] كرد و رسن ابريشمى كه در ساق موزه « 1 » داشت بر موضعى از آن دريچهها محكم كرده از غرفه به لب خندق فرود آمد و خندق پرآب را به شنا گذشته به لشكرگاه خود آمد . و اگر ابو جعفر حزم ورزيدى و با او خلوت نكردى ، خصم را بر خود فرصت ندادى و خود را در ورطهء هلاك نينداختى . و به صحّت پيوسته كه ابراهيم عباسى در مرتبهء اوّل كه صاحب الدّعوة ، ابو مسلم مروزى ، را به خراسان مىفرستاد ، وصيّت آخرش به اين بود كه اگر مىخواهى كه دعوت تو متمشّى گردد « 2 » و مهمّ تو به موجب دلخواه از پيش برود ، هركه تو را از او شكّى و تهمتى به دل رسد ، هلاك كن كه يكى از حزم سلاطين آن است كه با هركه بدگمان شوند او را از پيش بردهاند . و از جمله وقايع اين سال آنكه ملك رحيم از اهواز متوجّه بلاد فارس شد . چون به نواحى شيراز رسيد سپاهى كه در شيراز مىبودند از اتراك و ديالمه به استقبال او شتافتند . اتّفاقا ، روز ديگر كه ملك رحيم مىخواست كه به شهر شيراز درآيد ، ميانهء تركان فارس و تركان بغداد نزاع واقع شد . اگرچه در آن نزاع و خصومت بغداديان غالب آمدند ، امّا با وجود آن ، ايشان ترك رفتن شيراز كرده به جانب عراق عرب مراجعت نمودند . و چون ملك رحيم بر تركان فارس اعتماد نداشت ؛ چه ، مىدانست كه ايشان را ميل به برادرش ابو منصور فولادستون ، كه در قلعهء اصطخر مىبود ، هست . بنابراين ، بالضّروره ملك رحيم نيز به شيراز درنيامده به جانب بغداد مراجعت نمود . و چون به اهواز رسيد در آنجا توقّف نموده برادران خود ابو سعد و ابو طالب را در ارجان گذاشت و خود به جانب بغداد متوجّه گشت . و در آن وقت ، سپاه شيراز اتّفاق نموده ابو منصور فولادستون را از قلعهء اصطخر بيرون آورده
--> ( 1 ) . موزه : كفش ، پاىپوش . - و . ( 2 ) . متمشّى گردد : جريان يابد ، انجام پذيرد . - و .