قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2725

تاريخ الفي ( فارسى )

القصّه ، بعد از كشتن سعد الملك و متعلّقانش ، به يك هفته احمد بن عطّاش را دستگير نموده پيش سلطان آوردند و به فرمودهء سلطان او را بر شتر برهنه نشانده به شهر اصفهان درآوردند . زياده از صد هزار كس به استقبال او بيرون آمده به رسم نثار سرگين و خاكستر و امثال آن بر سر و ريش او مىريختند . در اين اثنا ، شخصى از وى پرسيد كه : تو دعوى مهارت علم نجوم مىكردى . چون است كه اين حالت را در طالع خويش نديده بودى ؟ جواب داد كه : در احكام طالع خويش مشاهده كرده بودم كه در اين سال با خلق بسيار و لشكرى سنگين به اصفهان درمىآيم . امّا به اين كيفيّت ندانسته بودم . و در الكامل التّاريخ آورده كه بعد از قتل سعد الملك ، سلطان محمّد با امرا و ندما در باب تعيين وزير مشورت نموده گفت : نام جماعتى كه لياقت وزارت داشته باشند نوشته بياريد تا هر كدام كه مناسب‌تر باشد او را به آن منصب سرافراز گردانيم . امرا به موجب فرمودهء سلطان نام جمعى را نوشته به عرض سلطان رسانيدند . سلطان هيچ يك از آن جماعت را لايق آن منصب نديد . در اين أثنا ، يكى از اولاد خواجه نظام الملك ، كه او را « ابو نصر احمد » « 1 » گفتندى ، بعد از انقضاى دولت آباء و اجدادش در همدان متوطّن گشته اوقات خود را به زراعت مىگذرانيد و به واسطهء ظلم و تعدّى رئيس همدان بر وى ، پيش سلطان محمّد آمد . چون نظر سلطان محمّد بر وى افتاد فرمود كه : خواجه نظام الملك را بر سلاطين سلجوقيّه حقوق بسيار است و او شريك اين دولت بود و فرزندان او پروردهء نعمت آباء و اجداد مااند و دخل ايشان در اين دولت مبارك است . بنابراين ، ابو نصر احمد را به عنايات پادشاهانه سرافراز ساخته در همان مجلس منصب عظيم القدر وزارت ممالك محروسهء خود را به او ارزانى داشت . و اين معنى ، از جملهء فرج بعد الشدّة تواند بود ؛ چه ، شخصى كه به شكايت رئيس همدان رود و هنوز شمّه‌اى از آن معنى اظهار نكرده به مرتبهء وزارت و حكومت عالم برسد ، يقين كه صاحب بخت بلند خواهد بود . و در ماه صفر اين سال ، خليفه ، المستظهر باللّه ، وزير خود ، ابو القاسم علىّ بن جهير ، را از وزارت عزل نمود . او بعد از عزل از بغداد گريخته پيش سيف الدّوله صدقه به حلّه رفت و

--> - الكامل ، ج 10 ، ص 437 . و مرحوم اقبال از قول عماد كاتب صاحب خريدة سعايت قاضى القضاة ابو اسماعيل عبيد اللّه را در قتل سعد الملك مؤثر مىداند ؛ - عبّاس اقبال ، منبع پيشين ، ص 159 . ( 1 ) . قوام الدّين ، صدر الاسلام ، خواجهء بزرگ ، ضياء الملك ، نظام الملك احمد بن خواجه نظام الملك كه از شوّال سال پانصد تا پانصد و چهار وزير سلطان محمّد و از سال پانصد و شانزده تا پانصد و هفده وزير مسترشد خليفه گرديد ؛ - منبع پيشين ، ص 163 .